پیش از پاسخ به هر پرسشی چند نکته شایسته و بایسته است که مورد توجه قرار گیرد.
۱) شناخت کانون پرسش
پرسش برخواسته از فضای تشیع، اسلام و… یا خارج از این فضا است؟
۲) شناخت انگیزه پرسش
آیا پرسش برای فهم است؟
یا شبهه افکنی است که برای تخریب و تضعیف در قالب پرسش ارايه میگردد؟
بنا بر این چهار نوع کار میطلبد:
پرسشی که با انگیزه فهمیدن از درون فضای شیعه مثلا مطرح شده است.
پرسشی که با انگیزه شبهه افکنی از درون فضای شیعه مثلا مطرح شده است.
پرسشی که با انگیزه فهمیدن از بیرون فضای شیعه مثلا مطرح شده است.
پرسشی که با انگیزه شبهه افکنی از بیرون فضای شیعه مثلا مطرح شده است.
هر چند ممکن است برخی از صور یاد شده قابل ادغام با همدیگر باشد.
۳) کیفیت درستی پاسخ
آیا پاسخی که ارایه میشود برای خود پاسخ دهنده، قانع کننده هست یا خیر؟
پیداست که برخی از پاسخهای جدلی موجب اسکات خصم میگردد، اما هرگز برای کسی که در صدد فهم باشد قانع کننده نیست.
مانند برخی از پاسخهای مؤمن طاق به مخالفین که اتفاقا مورد انتقاد امام علیه السلام نیز قرار گرفته است.
۴) تناسب پاسخ با پرسشگر
پیش از این چهار صورت برای پرسش پرسشگر مطرح کردیم.
با توجه به صور یاد شده بایسته است که آیا پاسخ ارایه شده متناسب با مخاطب چهارگانه باشد.
۵) تعیین مبنای پاسخگویی
پاسخگویی گاهی با تکیه بر اصول موضوعه و اصول اولیه است و گاهی بدون لحاظ آنها.
مثلا پاسخ به یک شیعه معتقد میتواند بر اساس تعبد به روایات باشد.
اما پاسخ تعبدی به پرسشی که از بیرون از حوزه تشیع مطرح شده، سودمند نیست بلکه بایسته است سراغ پاسخ تعقلی رفت.
۶) شیوههای پاسخگویی
پاسخها از چند منظر قابل طبقهبندیهای متفاوتی است.
پاسخ نقضی
پاسخ حلی
پاسخ جدلی و الزامی
پاسخ مختصر و ساندویچی
پاسخ تفصیلی
و…
لذا شناخت نوع پاسخ و تناسب آن با شرایط ضروری است.
۷) شناخت هدف پرسش
یکی از نکتههای بسیار مهم شناخت غرض و هدفی است که از پرسش و یا شبههافکنی دنبال میشود.
مثلا غرض شبهه افکن در طرح ازدواج حضرت ام کلثوم با عمر لعنة الله علیه، در درجه نخست اثبات روابط حسنه میان حضرت علی علیه السلام و غاصبین است. اما غرض نهایی آنها رفع اتهام غصب خلافت است که به تبع آن تمامی ظلمهایی که به حضرت زهرا سلام الله علیها شده انکار میگردد.
ما بر فرض این که در پاسخ به این شبهه ناتوان باشیم (که چنین نیست) هرگز روابط حسنه اثبات نمیگردد چون به تصریح بخاری طبق نظر عمر، حضرت علی علیه السلام آن دو غاصب را، خائن، کاذب و… میدانسته است.
بنا بر این با تمرکز بر نفی روابط حسنه، حتی بر فرض محال که ازدواجی هم صورت پذیرفته باشد و یا این که در پاسخ دادن ناتوان باشد، میتوان نتیجه مطلوب خصم را عقیم نمود.
به نظر میرسد بهتر است:
۱) از پاسخ قانع کننده برای خودمان آغاز کنیم.
۲) در نهایت و آخرت خط به پاسخهای ساندویچی بپردازیم.
لازمه این این دو امر وقت گذاشتن بر معرفت دین است.
اما با توجه به کاستیهای موجود که نوعا و غالبا پس از تهاجم دشمن تازه بیدار شده، احیانا پاسخ ساندویچی در اولویت قرار میگیرد.
۳) در بیشتر موارد بهترین پاسخ ساندویچی هم پاسخ نقضی است.
پیش از پاسخ به هر پرسشی چند نکته شایسته و بایسته است که مورد توجه قرار گیرد.
۱) شناخت کانون پرسش
پرسش برخواسته از فضای تشیع، اسلام و… یا خارج از این فضا است؟
۲) شناخت انگیزه پرسش
آیا پرسش برای فهم است؟
یا شبهه افکنی است که برای تخریب و تضعیف در قالب پرسش ارايه میگردد؟
بنا بر این چهار نوع کار میطلبد:
پرسشی که با انگیزه فهمیدن از درون فضای شیعه مثلا مطرح شده است.
پرسشی که با انگیزه شبهه افکنی از درون فضای شیعه مثلا مطرح شده است.
پرسشی که با انگیزه فهمیدن از بیرون فضای شیعه مثلا مطرح شده است.
پرسشی که با انگیزه شبهه افکنی از بیرون فضای شیعه مثلا مطرح شده است.
هر چند ممکن است برخی از صور یاد شده قابل ادغام با همدیگر باشد.
۳) کیفیت درستی پاسخ
آیا پاسخی که ارایه میشود برای خود پاسخ دهنده، قانع کننده هست یا خیر؟
پیداست که برخی از پاسخهای جدلی موجب اسکات خصم میگردد، اما هرگز برای کسی که در صدد فهم باشد قانع کننده نیست.
مانند برخی از پاسخهای مؤمن طاق به مخالفین که اتفاقا مورد انتقاد امام علیه السلام نیز قرار گرفته است.
۴) تناسب پاسخ با پرسشگر
پیش از این چهار صورت برای پرسش پرسشگر مطرح کردیم.
با توجه...