×

درباره میز هم‌اندیشی

هدف هم‌اندیشی، بسترسازی برای ارایه اندیشه‌ها و تحقیقات، برای مشارکت دیگر افراد است.
پیداست که تحقیقات جمعی از اتقان بیشتری برخوردار است.
×

آرزوی رخصت...!


یا علی! ای آقای من!
ای نور خدایی در دل تاریکی‌ها!
ای ستون دین!


تو را سپاس می‌گویم که در سایه لطفت قدمی برداشتم.


تو، تویی!
و من، کمتر از مورچه در بارگاه سلیمان!
تو را از پیش‌کش کاری چنین اندک برتر می‌دانم؛
اما آرزومندم رخصت دهی تا کار ناچیزم را به نام تو زینت بخشم.
اگر چنین گردد متواضعانه بسی شادمان و مفتخرم.
شاید خدای از تقصیراتم بگذرد و آن را خالص بپذیرد.


تو پدر یتیمان و همسر بیوه زنان و حامی بی‌کسانی!
و من یتیمی غریب!
و خوب می‌دانی غم سنگین یتیم را، آن هم یتیمی غریب.
تو بر من منت گذاری اگر به افتخار این هدیه رخصت فرمایی،
و من سر به آسمان سایم اگر قبولت افتد.


آقای من ای علی فدایت گردم.


*****


مولای ياعلی!
يا نور الله فی ظلمات الارض!
يا عمود الدين!


أشکرک علی اتمام عملی هذا فی ظلک.


أنت أنت؛
و أنا أقل من النمل الی سليمان؛
فأُجِلّک من هديتی إليک؛
لکن أرجوک أن تأذن لی فی تزيين عملی هذا الحقير القلیل،
بوضع اسمک المقدس عليه،
سرورا و فخرا مع التواضع؛
لعل الله يتجاوز عن­تقصيری ويقبله خالصا


إنک زوج الارامل و ابو اليتامی و کافل الايتام،
و أنا يتيم غريب،
و أنت أعلم بشدة هموم اليتيم خاصةً إذا کان غريبا؛
فامنن علی بهذا الفخر!


مولای ياعلی روحی فداک!

×

جستجوی پیشرفته

جستجو در میزهای
دامنه جستجو


×

ارتباط با ما

info@aashtee.org :پست الکترونیک ما
rss
بسم الله الرحمن الرحیم
پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۴۰۴
۴ شوال ۱۴۴۶
ابزار
  • نمایش دو ستون
  • نمایش درختواره
  • نمایش متن مقاله
  • بستن متن‌ها
درختواره

امام «زناد قادح»

  • نویسنده:محسن
    • تاریخ انتشار:۱۴۰۱/۰۲/۲۸-۱۰:۲۳:۲
    • تاریخ اصلاح:
    • کد مطلب:24314
  • بستن متن‌ها
  • اختصاصات این مطلب
  • نظر شما
  • (1) نظر برای این موضوع
  • بازدید: 1330

یکی از ویژگی‌هایی که معصومین علیهم السلام به آن توصیف شده‌اند، «زِناد» است. خود «زناد» هم به «قادح» و «وریّ» توصیف شده است.

زناد همان آتش‌زنه و گیرانه‌ای است که با آن آتش ایجاد می‌شود.

«قادح» و «وریّ» نیز صفت آتشی است که جهنده، برافروخته، گیرا و فروزان است.

در آغاز برخی از کاربردهای زناد را می‌آوریم.

زیارة الامیر علیه السلام:

السَّلَامُ عَلَى الصِّرَاطِ الْوَاضِحِ وَ النَّجْمِ اللَّائِحِ وَ الْإِمَامِ النَّاصِحِ وَ الزِّنَادِ الْقَادِحِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ. بحارالانوار ج97 ص287

زیارة الامیر علیه السلام:

السَّلَامُ عَلَى صِرَاطِ اللَّهِ الْوَاضِحِ وَ النَّجْمِ اللَّائِحِ وَ الْإِمَامِ النَّاصِحِ وَ الزِّنَادِ الْقَادِح‏ بحارالانوار ج97 ص330

زیارة جامعة خطاب به امام سجاد علیه السلام:

السَّلَامُ عَلَى النُّورِ السَّاطِعِ وَ الْبَرْقِ اللَّامِعِ وَ الْعَالِمِ الْبَارِعِ سَلِيلِ النُّبُوَّةِ وَ فَطِيمِ الْوَصِيَّةِ خِدْنِ التَّأْوِيلِ وَ الزِّنَادِ الْقَادِحِ وَ الضِّيَاءِ اللَّائِحِ وَ الْمَتْجَرِ الرَّابِحِ وَ بُرْجِ الْبُرُوجِ ذِي الثَّفِنَاتِ رَاهِبِ الْعَرَبِ السَّجَّادِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ الْبَكَّاءِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع‏ بحارالانوار ج99 ص192

همین زیارت در کتاب مزار با این تعبیر آمده است:

وَ فَطِيمِ الْوَصِيَّةِ، خِدْنِ‏ التَّأْوِيلِ، وَ الزِّنَادِ الْأَقْدَحِ، وَ الْفِنَاءِ الْأَفْيَحِ، وَ الْمَتْجَرِ الْأَرْبَحِ المزار الکبیر ص105

زیارة الجامعة خطاب به امام حسن عسکری علیه السلام:

السَّلَامُ عَلَى الزِّنَادِ الْوَرِيِّ السَّلَامُ عَلَى الْإِمَامِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْعَسْكَرِيِّ بحارالانوار ج99 ص202

در این کاربردهای روایی خود زناد نیز به وصف قادح، اقدح و وریّ نیز توصیف شده است.

علامه مجلسی در توضیح زناد قادح می‌فرماید:

قوله ع و الزناد القادح‏ قال الفيروزآبادي الزند العود الذي تقدح به النار و الجمع زناد و قال قدح بالزند رام الإيراء به انتهی فالزناد جمع فكان ينبغي أن يؤتى في صفته القادحة و لعله كان في الأصل الزند فصحف لأن المفرد هنا أنسب و يحتمل أن يكون الزناد أيضا جاء مفردا و لم يذكره اللغويون أو يكون الجمع للمبالغة و في الصفة روعي جانب المعنى لأنه عبارة عن شخص واحد و على التقادير كناية عن كثرة ظهور أنوار العلم و الحكم منه أو عن شدة البطش و الصولة في الغزوات و الأول أظهر بحارالانوار ج97 ص291

همچنین علامه مجلسی در توضیح زناد وریّ می‌فرماید:

و الزناد ما يقدح به النار و وريّه هنا كناية عن كثرة اقتباس العلوم منه ع. بحارالانوار ج99 ص204

امام سجاد علیه السلام فی دعای قنوتش به قیام امام مهدی علیه السلام اشاره می‌کند و می‌فرماید:

وَ أَقِمْ لِلْحَقِّ مَنَاصِبَهُ وَ اقْدَحْ لِلرَّشَادِ زِنَادَهُ‏ وَ أَثْرِ لِلثَّارِ مَثِيرَهُ وَ أَيِّدْ بِالْعَوْنِ مُرْتَادَهُ وَ وَفِّرْهُ مِنَ النَّصْرِ زَادَهُ حَتَّى يَعُودَ الْحَقُّ بِجِدَّتِهِ وَ يُنِيرَ مَعَالِمُ مَقَاصِدِهِ وَ يَسْلُكَهُ أَهْلُهُ بِالْأَمَنَةِ حَقَّ سُلُوكِهِ- إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ. بحارالانوار ج82 ص215

گیرا و فروزان ساز زناد حق را… که ناظر به ظهور امام زمان علیه السلام است

علامه مجلسی در توضیح این فقره می‌فرماید:

و الزناد بالكسر جمع الزند بالفتح و هو العود الذي يقدح به النار و الضمير راجع إلى الحق… بحارالانوار ج82 ص238

از زناد حق و هدایت در جایی دیگر با تعبیر علومی که سیاهی ظلمت را می‌درّد یاد شده است.

امیرالمؤمنین علیه السلام در نکوهش گمراهان می‌فرماید:

لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِأَضْوَاءِ الْحِكْمَةِ وَ لَمْ يَقْدَحُوا بِزِنَادِ الْعُلُومِ الثَّاقِبَةِ فَهُمْ فِي ذَلِكَ كَالْأَنْعَامِ السَّائِمَةِ وَ الصُّخُورِ الْقَاسِيَة نهج البلاغة ص 156

 

از مجموع لغت استفاده می‌شود که برای ایجاد آتش از دو قطعه استفاده می‌شده است. قطعه پایینی حفره‌دار است. با کشیدن قطعه بالایی بر قطعه پایینی آتش ایجاد می‌شود.

قطعه بالایی همانی است که از آن در فارسی با تعبیر چخماق یاد می‌شود.

در واقع ایجاد آتش، هنر قطعه بالایی است و قطعه پایینی تنها بستر و زمینه‌ی فعلیت یافتن آتش قطعه بالایی است.

آتش نیز مظهر دو امر است: یکی روشنایی و درخشندگی و دیگری سوزاندن.

کاربرد زناد قادح در توصیف امامان علیهم السلام، متناسب با همان روشنی و درخشندگی است.

اگر با این مقدار اطلاعات بخواهیم ترجمه عبارتی (و نه فهم مطلب) از این ویژگی معصومین علیهم السلام بیان کنیم، ممکن است گفته شود که:

عموم خلایق از معرفت تاریک هستند، آن حقیقتی که تاریکی خلایق را به روشنایی مبدل می‌کند امام است.

فرآیند تشریعی روشن شدن مردم، همان مقام ارشاد و هادویت امام است.

اما ممکن است این گونه عبارات ناظر به فرآیند تکوینی روشن شدن خلایق باشد.

 

ضمیمه: کلمات لغت‌شناسان

الزناد جمع زند و زندة و هما عودان يتقدح بهما النار و في أحدهما فروض و هي ثقب فالتي فيها الفروض هي الأنثى و الذي يقدح بطرفه هو الذكر و يسمى الزند الأب و الزندة الأم

أَ فَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ‏ أي تستخرجونها بزنادكم‏ من الشجر

و قدح النار من الزند و اقتدحها

زَنَدُ النَّارَ زَنْداً، كقَتَلَ: قَدَحَها.

الزَّنْدُ: العُود الذى يُقْدَح به النارُ، و هو الأعلى. و الزَّنْدَةُ: السفلى، فيها ثقْبٌ، و هى الأنثى.

الزَّنْدُ: العُودُ الأَعْلَى الَّذى تُقْتَدحُ به النارُ

الزَّنْدُ، كفَلْسٍ: العُودُ الأَعلى من العُودَين اللَّذَين يُقدَحُ بهما النّارُ و السُّفلَى‏ زَنْدَةٌ چوب بالاى آتش زنه

قَدَحَ‏- قَدْحاً فى عِرضهِ: از او عيبجوئى كرد، بِالزَّنْد: فندك را روشن كرد

القَدّاح و القَدَّاحَة و المِقْداح و المقدحة ‏- سنگ آتش زنه، فندك

القَدَح‏- اسم است از (اقْتِداحُ النّار) بمعناى روشن كردن فندك

المِقْدَح‏- [قدح‏]: آهنى كه با آن آتش روشن كنند

مِقْدَحَةٌ آتش‏زنه آهنين ‏ زَنْدٌ آتش‏زنه چوبين

و من المجاز زَنَدُوا نارَ الحربِ‏ زَنْداً: أَوقَدُوها

و تقول لِمَنْ أَنْجَدَكَ و أَعانَك: وَرَتْ بِكَ‏ زِنَادِي‏، و هو مَجاز

  • نظر خوانندگان
نام علوی۱۴۰۳/۰۶/۰۹-۱۷:۹:۱
مربوط به موضوع: امام «زناد قادح»

خیلی جالب بود وقتی که نتیجه کلی از زناد القادح را گفت
پاسخ‌ها
  • نظر شما