×

درباره میز امام زمان، مصلح کل

فراگیری صلح رؤیایی‌ترین آمال و برترین آرزوی بشر، در گرو وجود «مصلح کل». مصلح کلی که شاخص آن لبالب ساختن زمین از عدالت است. آیا مقدس‌ترین آمال و برترین آرزوی بشر پشتوانه‌ای دارد؟!
×

آرزوی رخصت...!


یا علی! ای آقای من!
ای نور خدایی در دل تاریکی‌ها!
ای ستون دین!


تو را سپاس می‌گویم که در سایه لطفت قدمی برداشتم.


تو، تویی!
و من، کمتر از مورچه در بارگاه سلیمان!
تو را از پیش‌کش کاری چنین اندک برتر می‌دانم؛
اما آرزومندم رخصت دهی تا کار ناچیزم را به نام تو زینت بخشم.
اگر چنین گردد متواضعانه بسی شادمان و مفتخرم.
شاید خدای از تقصیراتم بگذرد و آن را خالص بپذیرد.


تو پدر یتیمان و همسر بیوه زنان و حامی بی‌کسانی!
و من یتیمی غریب!
و خوب می‌دانی غم سنگین یتیم را، آن هم یتیمی غریب.
تو بر من منت گذاری اگر به افتخار این هدیه رخصت فرمایی،
و من سر به آسمان سایم اگر قبولت افتد.


آقای من ای علی فدایت گردم.


*****


مولای ياعلی!
يا نور الله فی ظلمات الارض!
يا عمود الدين!


أشکرک علی اتمام عملی هذا فی ظلک.


أنت أنت؛
و أنا أقل من النمل الی سليمان؛
فأُجِلّک من هديتی إليک؛
لکن أرجوک أن تأذن لی فی تزيين عملی هذا الحقير القلیل،
بوضع اسمک المقدس عليه،
سرورا و فخرا مع التواضع؛
لعل الله يتجاوز عن­تقصيری ويقبله خالصا


إنک زوج الارامل و ابو اليتامی و کافل الايتام،
و أنا يتيم غريب،
و أنت أعلم بشدة هموم اليتيم خاصةً إذا کان غريبا؛
فامنن علی بهذا الفخر!


مولای ياعلی روحی فداک!

×

جستجوی پیشرفته

جستجو در میزهای
دامنه جستجو


×

ارتباط با ما

info@aashtee.org :پست الکترونیک ما
rss
بسم الله الرحمن الرحیم
دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۴
۸ شوال ۱۴۴۶
ابزار
  • نمایش دو ستون
  • نمایش درختواره
  • نمایش متن مقاله
  • بستن متن‌ها
درختواره

آوای جرس (رد پای انتظار در تاريخ)

  • نویسنده:محسن
    • تاریخ انتشار:۱۳۹۴/۰۳/۱۲-۱۱:۲:۳۹
    • تاریخ اصلاح:
    • کد مطلب:9872
  • بستن متن‌ها
  • اختصاصات این مطلب
  • نظر شما
  • (0) نظر برای این موضوع
  • بازدید: 19046

هدف اين بخش گردآوري و ثبت رد پاي آرمان صلح در تاريخ آرزوهاي بشر است اعم از اين كه اين آرزو در داستاني يا شعري و يا… مطرح شده باشد.

با جمع آوري تمامي اسناد و متون و… كه به شكلي هر چند غير مستقيم اشاره به اصل صلح جهاني دارد به مجموعه بزرگي دست خواهيم يافت كه از اجماع جهاني بر آرزوي آينده‌اي روشن سخن مي‌گويد.

گشودن این بخش و برخی دیگر از بخشها بر اساس روش «تحقیقات باز» و جاری است که تدریجا تکمیل می‌گردد.

امید این که سایر محققین نیز در به سرانجام رسیدن این مباحث یاری نمایند.

بشارت کتاب مقدس مسیحیان به ظهور امام زمان ع

  • نویسنده:ایلیا
    • تاریخ انتشار:۱۳۹۴/۰۳/۱۳-۵:۴۱:۰
    • تاریخ اصلاح:۱۳۹۴/۰۸/۰۸-۱۲:۵۴:۴۴
    • کد مطلب:9879
  • بستن متن‌ها
  • اختصاصات این مطلب
  • نظر شما
  • (0) نظر برای این موضوع
  • بازدید: 5289

پسر انسان (در کتاب مقدس) کیست؟ سخنی با جوانان.

مقاله‌ای که در پیش رو دارید ترجمه‌ی مقاله‌ی نویسنده‌ی مسیحی و  متخصص در علم لاهوت، خانم ایزابل بنیامین ماما آشوری است.

او در این مقاله در صدد ثابت کردن بشارت کتاب مقدس مسیحیان، به آمدن «مهدی» «قائم» یا همان امام دوازدهم شیعیان است.

او می‌گوید واژه‌ی «پسر انسان» که در کتاب مقدس به دفعات وارد شده است، همان «مهدی» «قائم»، امام زمان علیه السلام است.

آن چه در این مقاله می‌خوانید به این شرح است:

این نوشته نتیجه‌ی بحثی است که بین من و بعضی از جوانان مسیحی درباره‌ی بازگشت مسیح واقع شده است.

جوانانی مسیحی گفتند در مقالات من خوانده‌اند که شخص دیگری به همراه مسیح خواهد آمد و این که من گفته‌ام این شخص کسی از مسلمانان است. چگونه این انفاق می‌افتد؟

گفتم: این کلام (کتاب مقدس) واضح و صریح است، مانند خورشید. در انجیل در نامه‌ی پولس رسول به اهل روم فصل 15 آمده است:

«12 و اشعیا نیز می‌گوید که ریشة یَسّا (مسیح) خواهد بود و آنکه برای حکمرانی امّت‌ها مبعوث شود (قائم)، امید امّت‌ها بر وی خواهد بود.»

گفتند: بله آن‌ها دو نفر هستند.

گفتم: ولی (مهم این است) کدام یک از این دو نفر مسؤلیت هدایت امت‌ها را به عهده می‌گیرد و آن‌ها را از بدی‌ها نجات می‌دهد؟

جوانان سکوت کردند.

گفتم: صریح متن (کتاب مقدس در مورد کسی که مسئولیت را به عهده می‌گیرد) اشاره می‌کند به اسم نفر دوم که «قائم» خوانده می‌شود. از این جهت که در متن، اول می‌گوید: آن دو (مسیح و قائم) به زودی آقایی (حکومت داری) خواهند کرد، ولی بعد از اسم «قائم» گفته است: «امید امت‌ها به او خواهد بود» و نگفته است «امید بشر به آن دو خواهد بود». از این جا می‌فهمیم که مسئولیت انتشار عدالت (در جهان) بر دوش این شخص مسلمان (قائم) است.

گفتند: پس مسئولیت مسیح در آن زمان چیست (او چکاره است)؟

به آن‌ها گفتم: بحث جدیدی را شروع کرده‌ام در مورد «پسر انسان» (که در کتاب مقدس به این نام به آن اشاره شده است) که او کیست و چه جایگاهی دارد به زودی این بحث کامل می‌شود و آن را در اختیار شما می‌گذارم.

اکنون این بحث را که یک هفته است کامل شده، برای آن‌ها فرستادم. سه روز پیش نزد من آمدند و از من  توضیحات بیشتری خواستند.

به آن‌ها گفتم: خوب به من گوش دهید! اشکالاتی که هیچ یک از مفسرین کتاب مقدس از آن‌ها جواب پیدا نکرده‌اند بسیار است و پیدا کردن جواب آن‌ها احتیاج به تحقیق بسیار عمیق و پیچیده‌ای در متون کتاب مقدس دارد.

هدف مفسرین کتاب مقدس به دست گرفتن ذهن مردمان ساده دل است، کسانی که از نظر عاطفی زود تحت تأثیر قرار می‌گیرند و به این سبب و به خاطر جهالت، مطالبی را می‌پذیرند که عقل عاقل متفکر هرگز آن را نمی‌پذیرد.

برادران من «پسر انسان» رمزی است در کتاب مقدس که اشاره می‌کند به شخصیت مقدس و صاحب نفوذ بزرگی که صلاحیت بسیار گسترده‌ای از جانب خدا به او داده شده است. پسر انسان آخرین حلقه‌ی عملیات اصلاح کردن بشریت (توسط پیامبران و اوصیاء آنان) است که خداوند او را آماده کرده است برای به سر انجام رساندن نظم همه چیز، به این که عدالت و سلامت را به دست او بازگرداند و آرزوی سلسه‌ای از پیامبران که به این هدف مبعوث شدند برآورده شود.

و اشاره (رمزی) می‌کند (با به کار بردن لفظ پسر انسان) به این که این شخص از نسل پدر و مادر بشری است. (یعنی مقصود از پسر انسان حضرت عیسی نیست، زیرا او از نسل انسان نیست از جانب پدر و مادر، و پدر ندارد).

و این شخص (قائم) مسؤولیت معینی دارد که قبل از شروع نهضتش آن را به سر انجام خواهد رسانید و آن مسئولیت خالص کردن انسان‌ها است، این گونه که مردم در مدتی طولانی به مصیبت و درد و بلایی شدید مبتلا شوند و مورد امتحان قرار گیرند و خالص شوند، همان گونه که آهن در آتش خالص می‌شود. برای این که از برگزیده‌ی این انسان‌ها در گسترش عدل در نقاط مختلف دنیا کمک بگیرد.

یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های این شخص (پسر انسان، قائم) عملیات «جداسازی» (غربال) بزرگ است که آن را در کتاب‌های مقدس به وضوح و در مقابل چشمان‌مان می‌بینیم، در متون مقدس ثابت، در تورات و انجیل و قرآن. و چه بسیار است این متون!

در سلسله‌ی اخیر از سلسله بشارت‌های پیامبران، مسیح به همراه بشارات بسیاری آمد و برای همین کتاب مقدس مسیح را انجیل یعنی بشارت نام گذاری کردند، چون مشتمل بر بشاراتهای روشن و واضح بسیاری است از آینده.

و آن مقداری که ما به آن دست یافتیم با وجود اشکالات بسیاری است که بر اثر آلوده کردن عمدی متون کتاب مقدس و همچنین بر اثر تغییراتی است که با (به اصطلاح) ترجمه کردن ایجاد شده است.

از جمله‌ی این بشارات که قسمی از آن را در بحث‌های گذشته‌ی خود ذکر کردم، بشارت به پیامبری است که مبعوث می‌شود (پیامبر اسلام) و کتاب جدیدی که می‌آید (قرآن) و دین جدیدی که بروز پیدا می‌کند (اسلام) و امامی که ظهور می‌کند.

و همچنین بشارت به آمدن (دوباره‌ی) مسیح (علیه السلام). ولی این بشارت بعد از بشارت به آمدن پیام‌آور عدل و سلامت «پسر انسان» یا همان «قائم» است که در انجیل این گونه ذکر شده است که مسیح با او ظهور می‌کند.

من مسؤولیت مسیح را در مقالات گذشته شرح دادم، ولی مسؤولیت «مهدی»، «قائم» (علیه السلام) قبل از قیام و نهضت بزرگش چیست؟

مهدی یا آن چه در مسیحیت به «پسر انسان» و «قائم» شناخته می‌شود، عملیات جداسازی (غربال) را در میان شیعیانش، در قالب دو عملیات به نوعی پیچیده انجام می‌دهد:

عملیات اول عملیاتی است که در خلال عمر طولانی او انجام می‌شود که در بشارات به این مطلب تصریح شده است که «او با زمان حرکت می‌کند».[1]

جنگهای مستمر بسیار، طوفان‌ها و بلاهای مذهبی واقع می‌شود که عقاید انسان‌ها را به لرزه درمی‌آورد و آن‌ها را مورد آزمایش و محک قرار می‌دهد، تا حدی که نگاه داشتن دین، مانند نگاه داشتن زغال سرخ در کف دست می‌گردد، آن گونه که در تعابیر و روایات مسلمین وارد شده است. و یا آن گونه که در تعابیر ما آمده است: مانند کسی می‌شود که دستش را در آتون[2] قرار داده است. فرقی نمی‌کند چون زغال و آتون هر دو آتش هستند.

در خلال این آزمایش کسانی که از شهواتشان تبعیت می‌کنند غربال می‌شوند و عده‌ی بسیار کمی که زحمات و سختی‌های این نهضت کبرا را تحمل می‌کنند باقی می‌مانند.

اما عملیات دوم (بعد از ظهور انجام می‌شود)؛ «قائم مهدی» (علیه السلام) همان کسی است عملیات غربال را برای جداسازی مؤمن صحیح الایمان از منافق فریبکار انجام خواهد داد.

و این چیزی است که به وضوح و روشنی بسیار و آشکارا در کتاب مقدس می‌بینیم. از این جهت که در انجیل آمده است که «پسر انسان» مردم را غربال خواهد کرد، پس او مؤمنین را سمت راست خود و اشرار را سمت چپ خود قرار می‌دهد.

در انجیل متی فصل 25 می‌گوید: «13 پس بیدار باشید زیرا شما از روز و ساعت این واقعه (آمدن پسر انسان) خبر ندارید. 31 وقتی پسر انسان با جلال خود همراه با همه فرشتگان می‌آید، بر تخت پادشاهی خود خواهد نشست 32  و تمام ملل روی زمین در حضور او جمع می شوند. آنگاه او مانند شبانی که گوسفندان را از بُزها جدا می کند، آدمیان را به دو گروه تقسیم خواهد کرد. 33 گوسفندان را در دست راست و بُزها را در دست چپ خود قرار خواهد داد. 34  آنگاه پادشاه به آنانی که در سمت راست او هستند خواهد گفت: ای کسانی که از جانب پدر من برکت یافته‌اید! بیایید و وارث سلطنتی شوید که از ابتدای آفرینش عالم برای شما آماده شده است. 41 آنگاه به آنانی که در سمت چپ او هستند خواهد گفت: ای ملعونان، از من دور شوید و به آتش ابدی که برای ابلیس و فرشتگان او آماده شده است بروید، 46 و آنان به کیفر ابدی خواهند رسید، ولی نیکان به حیات جاودانی وارد خواهند شد.»

ولی ای برادران عزیز من! در انجیل متی تغییر کمی در متن واقع شده است، از این جهت که در انجیل متی فصل 13 می‌گوید: «41 پسر انسان فرشتگان خود را خواهد فرستاد و آنها هر کسی را که در پادشاهی او باعث لغزش شود و همچنین همه‌ی بدکاران را جمع می کنند. 42 و در کوره‌ای مشتعل خواهند افکند، جایی که اشک می‌ریزند و دندان بر دندان می فشارند. 43 در آن زمان نیکان در پادشاهی پدر خود مانند خورشید خواهند درخشید. هرکه گوش شنوا دارد بشنود.»

اشکالی که بعضی مطرح می‌کنند این است که مسیح خودش همان پسر انسان است!

ولی ما می‌بینیم که مسیح، خودش را از این اسم (پسر انسان) جدا می‌کند و می‌گوید «پسر انسان» در آینده خواهد آمد. این مطلب در انجیل متی فصل 16 آمده است:

«13 وقتی عیسی به نواحی و اطراف قیصریه فیلپس رسید، از شاگردان خود پرسید: مردم درباره‌ی من چه می‌گویند؟ آیا من پسر انسان هستم؟! 14 آن‌ها جواب دادند بعضی می‌گویند تو یحیی تعمید دهنده هستی و عده‌ای می‌گویند تو ایلیا یا ارمیا و یا یکی از انبیاء هستی. 15 عیسی پرسید شما مرا چه می‌دانید؟ 16 شمعون پطرس جواب داد تو مسیح هستی. 17 آن گاه عیسی گفت ای شمعون پسر یونا خوشا به حال تو. 27 پسر انسان با جلال پدر خود همراه با فرشتگان می‌آید و به هر کس بر طبق اعمالش پاداش می‌دهد.»[3]

این گونه مسیح مطلب را به جا و درست بیان فرمود و گفت که من «مسیح» هستم و «پسر انسان» در آینده خواهد آمد.

ولی مثل گذشته (یهودیان که خلاف دستورات موسی عمل کردند) هیچ کس نخواست حرف مسیح را بشنود. گفته‌ی او را انکار کردند و کسانی را از خودشان اختیار کردند و این گونه با وصایای مسیح مخالفت کردند.

و به این مطلب (مخالفت یهودیان با دستورات موسی) کتاب مقدس اشاره کرده است در سفر نحمیا فصل 9 می‌گوید: «16 ولی اﺟﺪاد ﻣﺎ ﻣﺘﻜﺒﺮ و ﺧﻮدﺳﺮ ﺑﻮدﻧﺪ و ﻧﺨﻮاﺳﺘﻨﺪ از دﺳﺘﻮرات تو اﻃﺎﻋﺖ کنند. 17 و زمانی که یاﻏﯽ ﺷﺪﻧﺪ رهبری ﺑﺮای خود اﻧﺘﺨﺎب کردند تا ﺑﻪ ﻣﺼﺮ، ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺑﺮدﮔﯽ خود ﺑﺮﮔﺮدﻧﺪ. 18 مجمسه‌ی گوساله‌ای ساختند و گفتند این خدای ما است. به تو اهانت بزرگی نمودند.»

پس با پیامبر خود مخالفت کردند و برای خود گوساله‌ای درست کردند و او را اطاعت کردند و برای همین (مخالفت یهود با پیامبرشان) می‌بینیم زمانی که شاگردان مسیح از (آمدن) «پسر انسان» سؤال کردند به آن‌ها این گونه گفت:

متی فصل 17: «10 شاگردان پرسیدند پس چرا ملایان می‌گویند باید اول (قبل از پسر انسان) ایلیا بیاید؟ 11 عیسی پاسخ داد درست است، اول ایلیا خواهد آمد برای این که هر چیزی را به اصلش برگرداند و اصلاح کند. 12 اما من به شما می‌گویم که ایلیا آمده است و آنان او را نشناختند و آن چه خواستند با او کردند، پسر انسان نیز همین طور از دست ایشان رنج خواهد برد.»

آن‌ها می‌دانستند که پیامبری خواهد آمد و بعد از او «ایلیا» یا همان «انسان»[4] خواهد آمد و لکن اصحاب او گوساله‌ای خواهند ساخت که حاکمشان باشد و او را اطاعت می‌کنند و «ایلیا» را (از منصب خلافت) دور می‌کنند و به همین جهت خداوند مجبور می‌شود که مسیر هدایت را به شخص دیگری کامل کند و او «پسر انسان» (مهدی قائم) است.

پس سؤال شاگردان این بود که یهود می‌گویند «ایلیا» اول، (قبل از پسر انسان) خواهد آمد، سپس مسیح آن‌ها را تأیید می‌کند و می‌گوید بله، «ایلیا» اول می‌آید، او شخصی (هارون) را برای آن‌ها آورد[5] ولی او را نشناختند بلکه او را انکار کردند و گفتند او کم سن و سال است و آن چه خود می‌خواستند انجام دادند نه آن چه خدا برای آن‌ها خواسته بود و برای همین پسر «ایلیا» یا همان «پسر انسان» خواهد آمد و او هم رنج بسیار خواهد کشید و غیبت طولانی خواهد داشت به سبب این رنج.

تحقیقا مسیح نپذیرفت که خودش «ایلیا» یا همان «انسان» باشد و همچنین نپذیرفت که خودش «پسر انسان» باشد، از این جهت که به وضوح این مطلب را در انجیل یوحنا فصل 1 می‌بینیم: «21 پس از او پرسیدند آیا تو ایلیا هستی؟ گفت: نه، من ایلیا نیستم. پرسیدند: آیا تو آن پیامبر موعود هستی؟ جواب داد: نه.»

و برای همین بشارات از قدیم به آمدن دو نفر اشاره می‌کند که سومی ندارند و آن دو، دو تیر ذکر شده در ملحقات سفر استیر هستند 1 : 11 «پس آشکار می‌شوند آن دو تیر در برابر خدا در روز موعودی که از آن زمان برای همه‌ی امت‌ها مشخص و معین بوده است»

برای ما از خلال این متن روشن می‌شود که آن روزی که این دو تیر از کمان پرتاب می‌شوند را خدا مشخص کرده است از زمانی که آسمان و زمین را خلق کرد و همه‌ی امت‌ها این را می‌دانند.

و به این جهت که مسیح قسمت مهمی از این روز را رقم می‌زند و به دوش او مسئولیت بسیار مهم و بزرگی است در بازگشت دوباره‌اش، ـ و آن مسؤولیت مهم این است که مقابله با دجال را به عهده می‌گیرد، چون دجال با تمام قوای تبلیغاتی و نظامی و اقتصادی‌اش عده‌ی بسیاری را فریب می‌دهد و به همین جهت مسیح همه‌ی این امکانات دجال را از بین می‌برد و فضا را برای «قائم» فراهم می‌کند ـ می‌بینیم که اهتمام بسیار ورزیده است در سفارشاتش به مردم و مردم را از آن روز بر حذر داشته است، علامات قبل از آن روز را و آن چه باید انجام دهند زمانی که آن علامات را می‌بینند برای آن‌ها بیان کرده است.

به این جا که رسید یکی از جوانان با اشتیاق پرسید: سفارشات مسیح برای ما چیست؟

گفتم: وصیت مسیح فقط برای مسیحیان نیست، بلکه برای هر کسی که وصیت او را می‌شنود لازم است که آن را انجام دهد و به همین جهت این یگانه سفارش او است که دست‌خوش هیچ گونه تغییری نشده است و همان گونه که بوده به ما رسیده است. همان وصیتی که وقتی از او سؤال شد از آن روز موعود، به شاگردانش فرمود. و این آخرین وصیت او است که در انجیل مرقس فصل 13 آمده است:

«3 وقتی عیسی در کوه زیتون بود، پطرس و یعقوب و یوحنا و اندریاس به طور خصوصی به او گفتند: 4 به ما بگو این در چه وقت اتّفاق خواهد افتاد؟ علامت نزدیک بودن وقوع این امور چه خواهد بود؟ 5 عیسی در جواب آنها فرمود: 7 وقتی صدای جنگ بشنوید و یا اخبار جنگ به گوشتان برسد، هراسان نشوید. این چیزها باید اتّفاق بیفتد. 8 ملّتی با ملّتی دیگر و مملکتی با مملکتی دیگر جنگ خواهند کرد و در جاهای بسیار، زمین لرزه‌ها روی می‌دهد و خشکسالی خواهد شد. 12 برادر، برادر را تسلیم مرگ خواهد کرد و پدر، فرزند را. فرزندان علیه والدین خود طغیان خواهند کرد و آنان را به کشتن خواهند داد. 17 آن روزها برای زن‌های آبستن و یا شیرده چقدر وحشتناک خواهد بود. 18 دعا کنید. 19 زیرا در آن روزها چنان مصیبتی روی خواهد نمود، که از زمانی که خدا دنیا را آفرید تا به حال، مثل آن دیده نشده. 20 اگر خداوند آن روزها را کوتاه نمی‌کرد، هیچ جانداری، جان سالم بدر نمی‌برد.»[6]

مایلم نظرتان را به این کلام مسیح جلب کنم که به آمدن میسح دجال اشاره می‌کند. او گفت: «21 پس اگر کسی به شما بگوید: نگاه کن مسیح این جا و یا آن جا است! باور نکنید.22 مسیح‌ها و انبیای دروغین ظهور خواهند کرد و چنان نشانه‌ها و معجزاتی خواهند نمود که اگر ممکن باشد برگزیدگان خدا را گمراه کنند. 23 مواظب خودتان باشید من شما را از همه‌ی این چیزها قبلاً باخبر کرده‌ام. 24 امّا در آن روزها بعد از آن مصیبت‌ها، آفتاب تاریک خواهد شد و ماه دیگر نخواهد درخشید. 25 ستاره‌ها از آسمان فرو خواهند ریخت. 26 آن وقت پسر انسان را خواهند دید که با قدرت عظیم و جاه و جلال، می‌آید. 27 او فرشتگان را خواهد فرستاد و برگزیدگان خود را از چهار گوشه‌ی عالم از دورترین نقاط زمین تا دورترین حدود آسمان جمع خواهد کرد.31 آسمان و زمین از بین خواهد رفت، امّا سخنان من هرگز از بین نخواهد رفت. 33 هوشیار باشید، و دعا کنید، شما نمی‌دانید چه وقتی می‌آید. 35 پس بیدار باشید 36 مبادا او ناگهان بیاید و شما را در خواب ببیند.37 آن چه را به شما می‌گویم، به همه می‌گویم: بیدار باشید.»

این جا بود که دیدیم اشک‌هایشان بر گونه‌هایشان جاری شد. متأسفانه آن‌ها در غفلت به سر می‌بردند و سفارش مسیح به بیداری و دعا را نمی‌دانستند.

پس باید همه دعا کنیم و بیدار باشیم تا آن روز موعود غافل‌گیرمان نکند.

(قرآن کریم می‌فرماید:) «آیا منتظر هستند تا ملائکه بیایند یا خدا بیاید یا بعضی از نشانه‌های او بیاید؟! روزی که بعضی از نشانه‌های خدا می‌آید (دیگر) ایمان آوردن کسانی که قبلا ایمان نیاورده‌اند یا خیری در ایمان‌شان کسب نکرده‌اند سودی ندارد.»[7]

(و در اینجیل یوقا آمده است:) «پس گوش به زنگ باشید و در تمام اوقات دعا کنید، گریه و زاری کنید تا قدرت آن را داشته باشید که همه‌ی رنج‌هایی را که بزودی پیش می‌آید پشت سر بگذارید و در حضور پسر انسان بایستید.»[8]

 

[1]- عمر او طولانی می‌شود. مترجم

[2]- کوره‌ی آتش. مترجم

[3]- ترجمه‌ها در این قسمت بسیار متفاوت است ولی با توجه به آیه‌ی 27 این صحیح‌ترین ترجمه است. مترجم

[4]- همان گونه که مفسرین سنی و شیعه نوشته‌اند، سوره‌ی «انسان» در قرآن کریم در شأن علی بن ابی طالب علیه السلام نازل شده است و این گواه بر این است که مقصود از پسر «انسان» پسر امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام است که او همان امام دوازدهم شیعیان مهدی و قائم است. در تفسير القرطبي الجامع لاحكام القرآن، از ابوالقاسم قشیری نقل می‌کند که این سوره در شأن علي بن أبي طالب نازل شده است. و در تفسير (الخازن) لباب التأويل في معاني التنزيل از ابن عباس همین مطلب را نقل می‌کند. و در تفسير (البغوي) الشافعي به نام (معالم التنزيل) همچنین وتفاسیر بسیار دیگر.

[5]- این که چگونه ایلیا که بعد می‌آید هارون را که در زمان موسی است آورد، در مقاله‌ی دیگری از این نویسنده از کتاب مقدس ثابت شده و توضیح داده شده است که ایلیا کسی است که همراه همه‌ی پیامبران بوده است و خدا نور او را برای کمک به انبیاء از قدیم خلق کرده است و این ایلیا کسی است که در آینده به همراه پیامبری می‌آید و او امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام است. مضمون همین مطلب در کتب شیعه هم نقل شده است. مترجم

[6]- نکته مهم شباهت این بخش از کتاب مقدس با آیات رجعت و ظهور امام عصر در قرآن است. در این باره به تفسیر آیات اولیه سوره حج در روایت مفضل مراجعه کنید. بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏53، ص: 16. مترجم

[7]- انعام 158

[8]- انجیل اوقا 21 : 36

بشارت تورات، اشعیای نبی، فصل 11

  • نویسنده:محسن
    • تاریخ انتشار:۱۳۹۵/۰۳/۱۴-۱۱:۵۱:۴
    • تاریخ اصلاح:
    • کد مطلب:17143
  • بستن متن‌ها
  • اختصاصات این مطلب
  • نظر شما
  • (0) نظر برای این موضوع
  • بازدید: 2018

مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد کرد… گرگ با برّه سکونت خواهد کرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم و طفل کوچک آنها را خواهد راند و در تمامی کوه مقدس من ضرر و فسادی نخواهند کرد؛ زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد…

منبع: تورات، اشعیای نبی، فصل 11 (به نقل از وقتی آقا می‌آید ص 30 از سید محسن موسوی)

بشارت کتاب جاماسب زرتشتیان

  • نویسنده:محسن
    • تاریخ انتشار:۱۳۹۵/۰۳/۱۴-۱۱:۵۱:۲۱
    • تاریخ اصلاح:
    • کد مطلب:17144
  • بستن متن‌ها
  • اختصاصات این مطلب
  • نظر شما
  • (0) نظر برای این موضوع
  • بازدید: 2760

در کتاب جاماسب – که از کتابهای مقدس زرتشتیان است – در توصیف زمان ظهور موعود آمده است:

مردی بیرون آید از زمین تازیان از فرزندان هاشم. مردی بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق و بر دین جد خویش بود. با سپاه بسیار روی به ایران نهد و آبادانی کند و زمین پر داد کند و از داد وی باشد گرگ با میش آب خورد و مردم بسیار شوند و عمر، دیگر باز به درازا کشد و بازگردد؛ چنان که مردی بود او را پنجاه فرزند بود، نر و ماده، و کوه و دشت پر از مردم و پر از حیوان شود و همچون عروسی شود و همه کس به دین «مهر آزمای»[1] باز آیند و جور و آشوب از جهان برخیزد؛ چنان که فراموش کنند که چون[2] سلاح باید داشتند، و اگر وصف نیکویی آن کنم، تلخ گردد این زندگانی که ما بدو اندریم.

منبع: بشارت عهدین: 258 (به نقل از وقتی آقا می‌آید ص 73 از سید محسن موسوی)

 

[1]- کلمه «مهر آزمای» در کتاب جاماسب، نام مبارک حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم است.

[2]- چون: چگونه

موعود یا سئوشیانس یا سوشیانس در نزد زرتشتیان و سایر ادیان

  • نویسنده:محسن
    • تاریخ انتشار:۱۳۹۷/۰۲/۳۱-۱۵:۱۳:۱۹
    • تاریخ اصلاح:۱۳۹۷/۰۲/۳۱-۱۵:۱۳:۱۶
    • کد مطلب:21880
  • بستن متن‌ها
  • اختصاصات این مطلب
  • نظر شما
  • (0) نظر برای این موضوع
  • بازدید: 1466

[سایت آشتی با خرد: پیش از هر چیزی توجه به دو نکته ضروری است:

۱- مطالبی که از سایر منابع نقل می‌شود به معنی تأیید تمام محتوای آن نیست.

۲- دین رزتشتی ریشه‌ای الهی داشته اما دچار انحراف گشته است. توضیح کوتاه این امر را در مطلبی با عنوان «معایب زرتشتیان را نپوشانیم» ببینید.]

 

جستار سوشیانت یا سوشیانس در بین همه ادیان رسمی و غیر رسمی آمده که مردم هر کیش و آیین چشم به راه موعودی هستند که پیدا شود و جهان را پر از عدل و داد کند: [تا اینجا صفحه ۷۷۸ کتاب]

بوداییان پس از نزدیک به شش‌هزار سال تاکنون چشم به راهند که بودای بیست و چهارم پیدا شود و دنیا را پر از عدل و داد کند.

یهودیان بر این باورند که ایلیاد که با گردباد به آسمان رفته روزی از آسمان پایین آمده و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد و رب‌الجنود مدتی دراز با دادگری فرمانروایی می‌کند.

مسیحیان باور دارند و چشم به راه‌اند که حضرت عیسی از آسمان فرود آمده و در این هنگام، دجّال و پیغمبر کذّاب پدیدار می‌شوند و شیطان در هاویه می‌افتد و عیسی مدت هزار سال با آرامش پادشاهی می‌کند.

ملت‌هایی هستند که چشم به راه پیدایش دوباره شیوا و شینتو هستند که پدیدار شوند و جهان را پر از عدل و داد کنند.

شیعیان دوازده امامی نیز بر این باورند که پسر امام حسن عسگری بنام مهدی که از نظرها پنهان است، روزی پدیدار می‌شود و دنیا را پر از عدل و داد می‌کند.

این ساز وکار برای نخستین بار از ایرانیان زرتشتی در هشت هزار و پانصد سال پیش سرچشمه گرفته و نشأت یافته است، زیرا زرتشتیان بر این باورند که سه موعود در آخر زمان پدیدار می‌شوند که هر سه آنها پسران زرتشت هستند. همانگونه که گفته شد، باور به پیدایش موعود آینده برای نخستین بار در زمان زرتشت پیدا شد و بیشتر ادیان این باور از ایرانیان گرفته و پذیرفته‌اند.

مدتی دراز است که خاورشناسان و دانشمندان دانش ادیان در این جستار پژوهش کرده و آن را مورد بحث و بررسی قرار داده و کتابها و رساله‌هایی زیاد و سودمند درباره آن نگاشته‌اند.

به ریشه واژه سوشیانس در گات‌ها چندین بار اشاره شده و پیوندهای آن با واژه سَ اُش ینت (Saoshyant) نشان داده شده است.

آنچه که بیشتر درباره آن همبستگی و همراهی دارند، درباره اصل واژه و معنی آن است. سوشیانت اسم فاعل به معنی سودرساننده است. این واژه در گات‌ها چندین بار برای شخص زرتشت به کار رفته و پیامبر، خود را سوشیانت خوانده است.

زرتشتیان چشم به راه سه موعود هستند و آنها سه پسر زرتشت به نامهای: هوشیدر، هوشیدرماه و سوشیانت هستند که در اوستا نیز نامشان آمده است.

هر کدام از این سه تن به فاصله هزار سال زاده شده و دنیا را پر از عدل و داد خواهند کرد و سوشیانت که سومین [تا اینجا صفحه ۷۷۹ کتاب] پسر آینده زرتشت است واپسین آفرینش اهورامزداست.

در یسنا، هات ۲۴ بند ۵ چنین آمده است:

ما می‌ستاییم فروهر مقدس در گذشتگان پاک دین را و فروهر پاک دینانی را که زنده هستند و فروهر مردانی که هنوز زاده نشده‌اند و سوشیانت‌های نوکننده جهان خواهند بود.

در فروردین یشت، بند۱۷ چنین آمده:

ای اسپیتمان زرتشت، فروهرهای نخستین آموزگاران دین و فروهرهای مردانی که هنوز زاده نشده‌اند و در آینده، سوشیانس‌های نوکننده جهان خواهند بود و از فروهرهای دیگر مردمان نیرومندتر هستند.

برابر روایتهای دینی، نطفه زرتشت را در دریاچه کاس اوی (Kasaoya) نود و نه هزار و نهصد و نود و نه فره وشی نگهداری می‌کنند.

پس از هزاره دهم دوشیزه‌ای در آب این دریاچه شست و شو کرده باردار می‌شود و از وی هوشیدر، نخستین موعودزاده می‌شود که فساد و تباهی را از جهان بر می‌اندازد و تا سومین آنها که سوشیانس است زاده می‌شود.

در بندهش، بخش ۱۱، بند۶ چنین آمده است:

سوشیوس در خونیرتا (Khovanirta) زاده خواهد شد، از همان جایی که سلسله کیانیان برخاست و دین نیک مزدایی در آنجا پدیدار شد. در اوستا از یاران سوشیانت نام برده شده که در نو کردن جهان با او همراهی خواهند کرد.

و در بخش ۳۰ بند ۱۷ بندهش نیز این جستار آمده به شرح زیر:

پانزده مرد و پانزده زن از یاران سوشیانت خواهند بود که دستیار او در نو کردن جهان هستند.

سوشیانس دارای فرّ کیانی است، درمان دروغ‌زدگان در دست اوست. خوراکش از سرچشمه مینویاست، از پیکرش مانند خورشید، چنان فروغ می‌تابد که در دورترین کشور روی زمین نمودار می‌شود. با شش چشم، جهات شش‌گانه پهنه زمین را نگران [تا اینجا صفحه ۷۸۰ کتاب] است.

از پیدایش وی اهریمن نیست و نابود می‌شود. وی مردمان را که به دورش گرد آیند به ستایش پروردگار فرمان می‌دهد. در بامدادها و شبانگاه با یاوران جاودانی خویش نماز و نیایش به جای آورد. آنگاه مردگان از گورها برخیزند، جهان خوش و خرم شود و جهان معنوی روی نماید، راستی، پرچم پیروزی برافرازد… . [تا اینجا صفحه۷۸۱ کتاب]}۱

ارجاعات: 

۱ـ کتاب: تاریخ تمدن و فرهنگ ایران/ مولف: دکتر عبدالعظیم رضایی/ انتشارات دُر ، تهران/ چاپ چهارم، ۱۳۸۶/ صص ۷۷۸،۷۷۹،۷۸۰،۷۸۱

منبع

منجی گرایی در ادیان

  • نویسنده:محسن
    • تاریخ انتشار:۱۳۹۵/۱۱/۰۵-۱۶:۱۷:۵۸
    • تاریخ اصلاح:۱۳۹۵/۱۱/۰۵-۱۶:۱۸:۵۶
    • کد مطلب:18821
  • بستن متن‌ها
  • اختصاصات این مطلب
  • نظر شما
  • (0) نظر برای این موضوع
  • بازدید: 2171

منجی گرایی و اعتقاد به موعود غایب، اختصاص به مسلمانان ندارد، بلکه پیروان ادیان الهی و بعضی ادیان غیر الهی نیز به ظهور مصلح عقیده دارند. بر همین اساس برخی آن را امری فطری دانسته اند، زیرا در طول تاریخ هیچ قوم و ملتی را نمی توان یافت که مصلح گرا نباشد. این خواست و باور عمومی نشان از آن دارد که موعود باوری مانند خدا باوری، فطری است.

همه پیروان ادیان الهی و برخی از پیروان ادیان غیر الهی عقیده دارند که در یک عصر بحرانی که فساد و ظلم بیداد می کند، نجات دهنده بزرگ و مصلح جهانی ظهور می کند و اوضاع آشفته جهان را اصلاح نموده، عدل را گسترش می دهد. البته در این که مصلح جهانی کیست، چه ویژگی هایی دارد، نام او چیست و منسوب به کدام ملت و دین است، اختلاف نظر وجود دارد. از این رو هر ملتی او را با لقب مخصوص و ویژگی هایی می شناسند و او را از خودشان می دانند.

شخصیت منجی در ادیان

۱- آیین هندو و بودا

در آیین هندو، از نجات دهنده و موعودی به نام «آواتا» سخن به میان آمده و در منابع هندوها در کتاب اوپانیشاد مطرح شده است. مظهر ویشنو (مظهر دهم) در انقضای کلی یا عصر آهن، سوار بر اسب سفید ظاهر می شود، در حالی که شمشیر برهنه درخشانی به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد. شریران را تماماً هلاک می سازد و خلقت را از نو تجدید می کند و پاکی را رجعت خواهد داد. مظهر دهم، در انقضای عالم ظهور خواهد کرد.[1]

در یکی دیگر از کتاب های هندوها آمده است: گردش دنیا به پادشاه عادلی در آخرالزمان تمام شود که پیشوای ملائکه و پریان و آدمیان باشد. حق همراه اوست و آن چه در دریاها و کوه ها پنهان شده باشد، همه را به دست می آورد. از آسمان ها و زمین، آن چه باشد، خبر دهد و از او کسی بزرگ تر به دنیا نیاید.[2]

در آیین بودایی که یکی از شاخه های کشین هندویی است، مسئله انتظار مطرح شده و شخصیت مورد انتظار، بودای پنجم می باشد.[3]

2- آیین زرتشت

در آیین زرتشت، سه منجی به نام های هوشیذر، هوشیذرما و سوشیانس (نجات دهنده مرگ) از نسل زرتشت مطرح است. گویند: آنان یکی پس از دیگری جهان را پر از عدل خواهند کرد. از جمله مهم ترین آنان، آخرین ایشان است که او را سوشیانس پیروزگر می خوانند[4] که پس از ظهور، دین را به جهان رواج خواهد داد، فقر و تنگ دستی را ریشه کن می کند و مردم جهان را هم فکر، هم گفتار و هم کردار می گرداند.[5]

از آن جایی که در ایران قبل از اسلام، دین زرتشت حاکم بود، بعضی مردم نیز به همان مصلح و موعود عقیده داشتند که در دین زرتشت به آن تصریح شده بود.

3- آیین یهود

در آیین یهود نیز از شخص موعود سخن گفته شده است، لکن در این که موعود کیست، اختلاف وجود دارد و چون به حضرت مسیح ایمان نیاوردند، به باور آنان موعودشان هنوز ظهور نکرده است. با این حساب، انتظار در یهودیت کیفیت ویژه می یابد، ولی آن چه یهودیان بر آن اتفاق دارند، خروج شخصی در آخر زمان است که کوکب فروز می باشد و روی زمین را به نور رب کریم روشن می گرداند... یهودیان به انتظار او زمان می گذرانند.[6]

4- آیین مسیحیت

مسیحیان نیز در انتظار مصلح جهانی هستند و باور دارند که او حضرت عیسی مسیح (ع) است که از آسمان نزول می کند و جهان را پر از عدل می نماید.[7] در انجیل مرقس آمده است: «پس بیدار باشید، زیرا نمی دانید در چه وقت صاحب خانه می آید، در شام، یا نیمه شب، یا بانگ خروس، یا صبح! مبادا ناگهان آمده، شما را خفته یابد!»[8]

5- آیین اسلام

ما شیعیان عقیده داریم که مصلح جهانی، امام زمان (عج) است که در آیات و روایات به آن اشاره شده است.

امام زمان (عج)، همان مهدی است که جهان را پر از عدل و داد می کند، همان گونه که پر از ظلم شده است. اعتقاد به مهدویت، از معارف قطعی تمامی مذاهب اسلامی است.

ابن ابی الحدید، از عالمان اهل سنّت می گوید: «میان همه فرقه های مسلمان اتفاق قطعی است که عمر دنیا به پایان نمی رسد، مگر پس از ظهور مهدی (عج).»

شاید بتوان گفت: مصلح تمام ادیان الهی، مهدی موعود است، اما پیروان آن ها در تطبیق و تعیین مصداق به خطا رفته اند. نکته مهمی در این جا وجود دارد و آن این که علاوه بر موعودگرایی، غیبت موقّت برخی از شخصیت ها در امت های پیشین نیز سابقه داشته است:(25) موسی بن عمران (ع) چهل روز از امت خود غایب شد و در میقات به سر برد؛ حضرت عیسی (ع) به مشیت الهی از دیدگاه امت خویش پنهان گردید و دشمنان قادر به کشتن او نشدند؛ حضرت یونس (ع) نیز مدتی از قوم خود غایب گشت.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

 

[1]- کتاب اوپانیشاد، ص 737

[2]- معارف اسلامی در جهان معاصر، ص 245

[3]-  ادیان و مهدویت، ص 19

[4]- فریده گل محمدی آرمان، رسالت جهانی حضرت مهدی (عج)، ص 104 و 103

[5]- جاماسب نامه، ص 121، به نقل از فریده گل محمدی، رسالت جهانی حضرت مهدی (عج)، ص 99

[6]- ادیان و مهدویت، ص 19

[7]- فریده گل محمدی آرمان، رسالت جهانی حضرت مهدی (عج)، ص 106

[8]- انجیل مرقس، با اقتباس از: رسالت جهانی حضرت مهدی (عج)، ص 109

پیامبر ص از مهدی سخن می‌گوید

  • نویسنده:محسن
    • تاریخ انتشار:۱۳۹۵/۱۱/۰۱-۸:۳:۲۸
    • تاریخ اصلاح:
    • کد مطلب:18813
  • بستن متن‌ها
  • اختصاصات این مطلب
  • نظر شما
  • (0) نظر برای این موضوع
  • بازدید: 1943

در بخش مجموعه سخنان و بشارتهای پیامبر صلی الله علیه و آله درباره امام زمان علیه السلام را می‌بینیم.

مژده ای فاطمه مهدی این امت از ماست

  • نویسنده:محسن
    • تاریخ انتشار:۱۳۹۵/۱۱/۰۱-۸:۴:۱۰
    • تاریخ اصلاح:
    • کد مطلب:18814
  • بستن متن‌ها
  • اختصاصات این مطلب
  • نظر شما
  • (0) نظر برای این موضوع
  • بازدید: 1971

یکی از بشارتهای پیامبر صلی الله علیه و آله به فاطمه زهراء سلام الله علیها:

وَ مِنَّا وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَهْدِيُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ الَّذِي يَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا

سوگند به کسی که جانم به دست اوست مهدی این امت از ماست کسی که خداوند به دست او زمین را از داد و عدل پر می‌کند همچنان که از ظلم و جور پر شده است…

 

عَنْ عَمَّارٍ قَالَ: لَمَّا حَضَرَ رَسُولَ اللَّهِ ص الْوَفَاةُ دَعَا بِعَلِيٍّ ع فَسَارَّهُ طَوِيلًا ثُمَّ قَالَ يَا عَلِيُّ أَنْتَ وَصِيِّي وَ وَارِثِي قَدْ أَعْطَاكَ اللَّهُ عِلْمِي وَ فَهْمِي فَإِذَا مِتُّ ظَهَرَتْ لَكَ ضَغَائِنُ فِي صُدُورِ قَوْمٍ وَ غُصِبْتَ عَلَى حَقِّكَ فَبَكَتْ فَاطِمَةُ ع وَ بَكَى الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ فَقَالَ لِفَاطِمَةَ يَا سَيِّدَةَ النِّسْوَانِ مِمَّ بُكَاؤُكِ قَالَتْ يَا أَبَتِ أَخْشَى الضَّيْعَةَ بَعْدَكَ قَالَ أَبْشِرِي يَا فَاطِمَةُ فَإِنَّكِ أَوَّلُ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي لَا تَبْكِي وَ لَا تَحْزَنِي فَإِنَّكِ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ أَبَاكِ سَيِّدُ الْأَنْبِيَاءِ وَ ابْنُ عَمِّكِ خَيْرُ الْأَوْصِيَاءِ وَ ابْنَاكِ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ يُخْرِجُ اللَّهُ الْأَئِمَّةَ التِّسْعَةَ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُونَ وَ مِنْهَا مَهْدِيُّ هَذِهِ الْأُمَّة

هنگامی رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله، پیامبر امیرالمؤمنین را خواست (پس از حضور امیرالمؤمنین) پیامبر مدتی طولانی با ایشان آهسته (و خصوصی) سخن گفت. سپس فرمود ای علی تو وصی من و وارث من هستی به راستی که خداوند به تو علم و فهم مرا عطا کرده است. پس زمانی که بمیرم کینه‌ٔهایی که در سینه‌های قومی  است آشکار می‌شود و بر حق تو (یورش آورده و) مغصوب می‌گردی.

(در این هنگام) فاطمه گریست و امام حسن و امام حسین هم گریستند.

سپس پیامبر به فاطمه فرمود: ای بزرگ زنان چرا گریه می‌کنی؟

فاطمه پاسخ داد: ای پدرم از این می‌ترسم که بعد از تو ضایع شوم.

پیامبر فرمود مژده باد بر تو ای فاطمه که واقعا تو نخستین کس از اهل بیت من هستی که به من ملحق می‌گردی، گریه مکن و اندوگین مباش، پس به راستی که تو بزرگ زنان اهل بهشت هستی و پدر تو آقای پیامبران است و پسر عموی تو بهترین اوصیاء‌ است و دو پسر تو آقای جوانان بهشت هستند و خداوند از نسل حسین امامان نه گانه پاک و معصوم را خارج می‌سازد و از این امامان مهدی این امت است…

پیروان تمام ادیان و مذاهب و ملل در انتظار منجی

  • نویسنده:محسن
    • تاریخ انتشار:۱۳۹۷/۰۸/۲۷-۱۰:۱۵:۲۱
    • تاریخ اصلاح:
    • کد مطلب:22308
  • بستن متن‌ها
  • اختصاصات این مطلب
  • نظر شما
  • (0) نظر برای این موضوع
  • بازدید: 4573

در کتاب اوستا و زند زرتشتیان، شادکمونی ودید هندیان، دادتک و پاتیکل برهماییان و در کتاب مقدس بوداییان، در مزامیر زبور منسوب به حضرت داود و در فصل تورات منصوب به حضرت موسی و اسفار انجیل منسوب به حضرت عیسی و... سخن از ظهور منجی بشریت و مصلح کل و برهم زننده‌ی بساط ظلم و ستم و تشکیل دهنده‌ی حکومت واحد جهانی مبتنی بر پایه‌های عدالت نوید داده شده است.

در هر یک از آیین، ادیان، مکاتب، ملل و اقوام، از مصلح جهانی با تعبیرهای متناسب با فرهنگ خود نام برده و سخن گفته‌اند.

هر یک به زبانی حمد تو گوید

بلبل به غزل خوانی و طوطی به ترانه

در آیین زرتشت از او به نام سوشیانت یا سوشیانس (نجات دهنده بزرگ جهان)،

در میان یهودیان به نام ماشیع (مهدی جهان)

و در آیین هندی به نام آواتارا

و در آیین بودایی به نام بودای پنجم

و در میان برهماییان به نام ویشنو

و در کتاب شاکمونی از کتب مقدس هندیان به نام فرزند سید خلایق دو جهان

و در کتاب مقدس دادتک برهماییان به نام آخرین وصی ممتاطا (محمد)

و در کتاب پاتیکل به نام راهنما (هادی، مهدی) تعبیر نموده‌اند.

و اهالی صربستان در انتظارماکوکرالیویچ،

ساکنان جزایر انگلستان در انتظار ارتور،

ایرانیان در انتظارگرزاسپه،

یونانیان در انتظارکالویبرگ،

اقوام اسکاندیناوی در انتظار اودین،

اقوام اروپای مرکزی در انتظاربوخص

و اقوام آمریکای لاتین در انتظار کوتزلکوتل

و چینیها در انتظارکرشنا به سر می برند.

بنابراین، مسئله اعتقاد به حضرت مهدی علیه السلام و مصلح واقعی و تشکیل‌دهنده‌ی حکومت واحد جهانی، یک اصل قطعی و مسلم و پذیرفته شده میان پیروان تمام ادیان و مذاهب و ملل بوده است.

امام مهدی علیه السلام از ولادت تا ظهور علامه قزوینی

منبع: کانال نورالثقلین

گفتاری از راهبه «ایزابیل بنیامین ماما اشوری» درباره حضرت «قائم» ع

  • نویسنده:محسن
    • تاریخ انتشار:۱۴۰۲/۰۱/۱۱-۱۲:۲۹:۵۳
    • تاریخ اصلاح:
    • کد مطلب:24614
  • بستن متن‌ها
  • اختصاصات این مطلب
  • نظر شما
  • (0) نظر برای این موضوع
  • بازدید: 1118

گاهی اتفاق می‌افتد که در زمان و مکان معینی با شخصی ملاقات می‌کنید که تقدیر و سرنوشت می‌خواهد او را  ساکت و درمانده و یا رسوا کند.

این همان چیزی است که چند روز پیش در بصره در دیدار من از دایی کشیشم در کلیسای «صخره رسولیه» برای من اتفاق افتاد. جایی که دایی من برای جشن «عید تقدیم» دعوت شده بود.[1]

در این مجمع، بحث جشن مهدی منتظر و این که بصره و به طور کلی شیعیان، این عید را گرامی می‌دارند و آن را تقدیس می‌کنند، مطرح شد.

کشیش بهنام امجد با تمسخر گفت: کار این مسلمانان عجیب است؛ تولد شخصی را که ندیده‌اند و بیش از هزار و سیصد سال است که پنهان است را جشن می‌گیرند.

سپس اظهار نظرها توسط کشیش‌های جوان شروع شد که با برجسته کردن عضلات خود تلاش زیادی داشتند که خودی نشان دهند.

از آن‌جایی که دایی‌ام جوانان مسیحی را تشویق می‌کند که با مسلمانان در مناسبت‌هایشان مشارکت کنند، یکی از آن‌ها به دایی‌ام چشمکی زد و [با طعنه] به او گفت آیا شما هم این عقاید را می‌پذیرید؟!

من به این کشیش نورسیده که او را مغرور توصیف می‌کنم، گفتم: آیا شما معتقدید که عیسی مسیح زنده‌ای است که روزی داده می‌شود؟

گفت: آری او زنده است و این اعتقاد مسیحی است که قابل انکار نیست.

به او گفتم: آیا او را دیده‌ای؟

گفت: نه، من او را ندیده‌ام، زیرا نزدیک به دو هزار سال است که غیبت کرده است و روزی مطابق آنچه «انجیل» می‌گوید خواهد آمد.

به او گفتم: چگونه به او ایمان آوردی که او را ندیدی؟!

علاوه بر ایمان به او، ایمان دارید که او از دو هزار سال پیش زنده است.

گفت: این اعتقادی است که قابل مناقشه نیست. عیسی برای هدفی طبق نقشه پروردگار غایب شد، پس این غیبت، غیبت پوچی نیست.

من به او گفتم: اولاً شما معتقدید که عیسی همان پروردگار است، پس چگونه می توانید بگویید که او طبق نقشه پروردگار ناپدید شد، پس پروردگار در این‌جا کیست؟!

علاوه بر آن، عیسی مسیح دو غیبت دارد، یکی غیبت کوچک و دیگری غیبت بزرگ که هنوز در آن غیبت است.

[با اعتقاد شما به غیبت عیسی] چگونه عقیده مسلمانان درباره غیبت امام‌شان را مسخره می‌کنید، با علم به این که غیبت، آزمونی برای ایمان است؟!

موسی، چهل روز غیبت کرد که قومش روی برگرداندند و گوساله را پرستش کردند و عیسی از میان آن‌ها به آسمان بالا رفت و از پولس یهودی سرکش پیروی کردند.

حضار از این سخن من تعجب کردند و اعتراضات بلند شد.

یکی از آنان گفت: گویا ما در مسیحیت نیز غیبت صغری و غیبت کبری داریم در حالی که از آن بی‌اطلاعیم.

به او گفتم: آیا به انجیل اعتقاد داری؟

گفت بله.

به او گفتم که در انجیل آمده است که عیسی مسیح دو غیبت داشت، یکی غیبت صغری که سی سال به طول انجامید و دیگری غیبت کبری که از دو هزار سال قبل پیوسته در آن غیبت به سر می‌برد.

[برخی از حضار] با پرخاش در صورت من گفتند: این مطلب در کجای انجیل است؟

به آنها گفتم: اما غیبت صغری، به این خاطر بود که والی رومانی (هرودیس) پس از اطلاع از تولد عیسی مسیح او را تعقیب می‌کرد تا او را بکشد، چنان که آن را می‌خوانیم:

«فرشته خداوند بر یوسف ظاهر شد و به او گفت: برخیز، طفل و مادرش را بگیر و فرار کن، زیرا هیرودیس در تلاش است که کودک را بجوید تا او را بکشد».[2]

این چنین بود که به دلیل تهدید حاکم رومانی، خداوند عیسی را سی سال پنهان کرد، آن چنان که انجیل می گوید:

«عیسی شروع کرد و حدود سی ساله بود».[3]

عیسی پس از تولدش، سی سال از میان آنها غایب شد و منتظران او نمی‌دانستند که او کجا رفته است.

لذا می‌بینیم که اناجیل از بیان کودکی و جوانی عیسی مسیح خالی است و دلیل آن این است که پروردگار عیسی را پنهان و ایام غیبت او را سرّی قرار داده است.

اما پس از اینکه عیسی از غیبت صغرای خود ظاهر شد و حاکم رومانی خطر عیسی را بر تخت خود احساس کرد و زندگی عیسی بار دیگر در خطر قرار گرفت، پروردگار تصمیم گرفت او را دوباره پنهان کند و این چنین غیبت دوم او تا به امروز و تا روزی که در آن ظهور خواهد کرد ادامه یافت، و این چیزی است که انجیل آن را تأکید می کند:

«او بالا رفت در حالی که می‌نگریستند و ابری او را از چشمان ایشان گرفت، همانا این عیسی که از میان شما به آسمان بالا رفت، خواهد آمد.»[4]

[رو به کشیش معترض ادامه دادم که] ای پدر روحانی چگونه می‌توانی عقیده مردمی را مسخره کنی که خود عقیده‌ای مانند آن را داری؟!

مسلمانان نیز دلیل غیبت صغرای «قائم» را تهدید خلیفه عباسی به قتل او می‌دانند، وقتی خداوند بعد از سال‌ها دید که تصمیم خلفا تغییر نکرده و همچنان به دنبال «قائم» هستند تا او را بکشند، تصمیم گرفت دوباره او را پنهان کند تا روزی که معین کرده که به همراه عیسی بیاید و عدالت را در زمین برقرار کنند.

یکی از کشیشان به من گفت: چرا مهدی شیعیان را «قائم» می‌خوانی که گویا به این نام اعتقاد داری؟

پس به او گفتم: ای خردمند، من نیز مانند تو به آنچه انجیل می‌گوید ایمان دارم، و انجیل در کلامی روشن و درست که شکی در آن نیست، تأکید می‌کند که عیسی مسیح در آمدنِ دوم خود با شخص دیگری به نام «قائم» خواهد آمد.

و وقتی در تمام کتاب مقدس و همه تفاسیر جستجو کردم، چیزی جز «قائم» مسلمانان که با عیسی خواهند آمد، نیافتم.

آیا سخن او را در رومیه نخوانده‌اید:

«به زودی خواهد بود اصل عیسی و قائم تا آقایی کند بر امت‌ها و به زودی امید امت‌ها به او خواهد بود».[5]

توجه داشته باشید که مقصود از این سخن او که «تا آقایی کند بر امت‌ها و به زودی امید امت‌ها به او خواهد بود»، مقصود «قائم» است و نه عیسی و این در اکثر تفاسیر به این معنی است:

اصل بازگشت عیسی به خاطر «قائم» است تا بر سیادت و حکومت او را یاری کند زیرا همه امت‌ها امیدشان بر «قائم» است.

و از این رو ما مسیحیان معتقدیم که به زودی در دولت عدلی که خواهد آمد، حاکمیت و وجود و نقش خواهیم داشت و من به شما نمی‌گویم زیر چه پرچم یا عقیده‌ای.

سپس رو به آنها کردم و به آنها گفتم: آیا کسی از شما می‌تواند مرا به قائمی در مسیحیت که عیسی با او می‌آید، غیر از «قائم» مسلمانان، راهنمایی کند؟!

زیرا در متن آمده است: «عیسی و القائم» و اما عیسی پس او را شناختیم، اما آن «قائم» که با عیسی خواهد آمد کیست؟

توجه داشته باشید که این نص از پیشگویی‌های آینده است، زیرا در «سیکون» «سین» استقبال و آینده است [زمان فعلی که «سین» بر سر آن اضافه شده آینده است]. یعنی در آینده در زمانی غیر معلوم خواهد بود، چنان که عیسی می فرماید:

«اما آن روز و آن ساعت را هیچ کس نمی‌داند حتی فرشتگانی که در آسمان هستند جز خدا».[6]

یکی از کاهنان سالمند گفت: به نظر می‌رسد که در این جا بی‌اعتنایی عمدی به شخصیت «قائم» یاد شده در انجیل وجود دارد، مسیح را ما می‌شناختیم، اما «قائم» کیست؟ چرا در این مورد تحقیق و بحث نکردیم؟[7]

به او گفتم: چون اگر تحقیق می‌کردید به نتیجه‌ای می‌رسیدید که نمی‌پذیرفتید.

همگی متحیر و سرگردان شدند.

آنها را در حیرتشان رها کردم و از جمع آنان بیرون رفتم.

منبع مقاله عربی:

https://www.kitabat.info/subject.php?id=179178

مترجم آقای محمد ذاکری

 

[1]) و آن کلیسای آمریکایی جامعه انجیلی در شهرهای وادی الرافدین است که جرج بوش پسر در آن هزینه می کند و پس از سقوط صدام افتتاح شد و در اواخر سال 2005 فعالیت خود را آغاز کرد. این کلیسای شیطان است که حامی سازمان‌های جامعه مدنی در منطقه است.

[2]) انجیل متی 2:13.

[3]) انجیل لوقا 3:23.

[4]) اعمال رسولان 1:10.

[5]) رساله پولس به رومیان 15:12.

[6]) انجیل مرقس 13:32.

[7]) عیسی مسیح «قائم» نیست، زیرا خود انجیل سرپرستی دین را به شخص دیگری نسبت داده است که او را «قائم» خوانده و انجیل به ما خبر داده که او در آینده خواهد بود.

  • نظر خوانندگان
تا کنون نظر قابل انتشاری ثبت نشده است
  • نظر شما