ترک ما كردهای ای ساكن در صحراها
بی تو آرام نگيرند دل درياها
مهر هر كس به دل ما ننشسته بی تو
مهربان دلم، آقای همه آقاها
صبح فردا كه رسد حضرت موعود بيا
گر چه ما خير نديديم از اين فرداها
بی تو تكليف همه مبهم و نامعلوم است
بده پايان به تمام اگر و امّاها
تو بيايی چه كنم؟ گر تو نيايی چه كنم؟
دفتر خاطرهها پر شد از اين انشاها
جان ما را وسط روضه ارباب بگير
كه به جز اين نبود آرزويی با ماها
نيمهی اين دهه هم رفت از اين میترسم
باز از دست رود فرصت عاشوراها
شب پنجم شب اشک است به احوال يتيم
شب گريه شب غربت شب بی باباها
آمد از خيمه كه لبيک بگويد به حسين
قتلگه پر شده بود از تب واويلاها
آخرين لحظه خودش را بغل شاه رساند
میرسيد از همه سو نالهی يا زهراها
منبع: کانال شعر مذهبی رضیع الحسین رضا تاجیک