ما منتظر عیدِ تو، ای روحِ بهاریم
تا صبحِ ظهورِ گُل تو، لحظه شماریم
صد حمد که مخلوقِ گِل عشقِ شماییم
صد شکر که زیرِ کفِ پای تو غُباریم
از حُزنِ تو نالان و به لبخندِ تو شادیم
از مِهر تو سرشار و به هِجر تو دُچاریم
در عید و عزا، پیروِ آیینِ تو هستیم
بی رخصتِ چشمِ تو، نخندیم و نباریم
ما را به فسونِ جَم و جمشید چه کار است؟!
گر روی به خورشیدِ بنی فاطمه آریم
در ما نَسَبی غیرِ تولّای شما نیست
یا آل عبا! ما هم از این ایل و تباریم.
منبع: کانال هدایتگری رضا مرادعلیان