چو شمع، آب، ز شب تا سحرشدن کافی ست
ز رفت و آمدِ تو بی خبرشدن کافی ست
عزیزِ فاطمه تا کِی به هر دری بزنم؟
بیا بیا، که دگر دربِدرشدن کافی ست
چقدر گریه کنم تا به من نگاه کنی؟
بس است! این همه دور از نظرشدن کافی ست
تو رحم کن به کسی که، فقط تو را دارد!
سری بزن به من، این خونجگرشدن کافی ست
زِ نانِ شُبهه ببین تَحبِسُ الدُّعا شدهام
دعای روز و شبم بی اثرشدن کافی ست
خودت به ترکِ گناهان، مرا مدد فرما
که غصّههای دلت بیشتر شدن کافی ست
بیا که مادرت از پشتِ دَر تو را خوانَد
قسم به فاطمه این منتظرشدن کافی ست
منبع: کانال رضیع الحسین رضا رسولزاده