ای که غبار راه تو، سرمه چشم تار من
کی به سر آوری دگر، موسم انتظار من
مرغ دلم به صد نوا، بال شکسته بینوا
ناله حزن سر دهد، کو گل من بهار من
عطر وشمیم تو عیان, صورت تو ز من نهان
دیده به شوق دیدنت، می رود از کنار من
دوست به طعنه میزند، خصم به دخمه میبرد
کاسه صبر پر شده، وین دل بی قرار من
تا ز حریم کوی تو، راه برم به سوی تو
اِذن و اشارتت بوَد، چارهی حال زار من
مهدی من امان امان، دست به یاریام رسان
کز سر لطف و جود توست، هستی و اعتبار من
نور و چراغ خانهام، در طلبت روانهام
گر قدمی نَهی زِ دَر، لیل ، شود نهار من
جان بکنم نثار تو، سینه دَرَم به کار تو
مانده خجل که قابلت، نیست چنین نثار من
دست همیشه خالیم، باز دویده سوی تو
از کرمت عنایتی، تازه نما به کار من
منبع: کانال دل سرودههای من