×

درباره میز از اینجا و آنجا

هر دسته از موضوعاتی که بارورتر شده‌اند در میزهای مستقل ارایه می‌شوند. سایر موضوعات در میز«از اینجا و آنجا» تقدیم می‌شوند. از این رو این محیط شامل مطالبی کاملا متنوع است.
×

آرزوی رخصت...!


یا علی! ای آقای من!
ای نور خدایی در دل تاریکی‌ها!
ای ستون دین!


تو را سپاس می‌گویم که در سایه لطفت قدمی برداشتم.


تو، تویی!
و من، کمتر از مورچه در بارگاه سلیمان!
تو را از پیش‌کش کاری چنین اندک برتر می‌دانم؛
اما آرزومندم رخصت دهی تا کار ناچیزم را به نام تو زینت بخشم.
اگر چنین گردد متواضعانه بسی شادمان و مفتخرم.
شاید خدای از تقصیراتم بگذرد و آن را خالص بپذیرد.


تو پدر یتیمان و همسر بیوه زنان و حامی بی‌کسانی!
و من یتیمی غریب!
و خوب می‌دانی غم سنگین یتیم را، آن هم یتیمی غریب.
تو بر من منت گذاری اگر به افتخار این هدیه رخصت فرمایی،
و من سر به آسمان سایم اگر قبولت افتد.


آقای من ای علی فدایت گردم.


*****


مولای ياعلی!
يا نور الله فی ظلمات الارض!
يا عمود الدين!


أشکرک علی اتمام عملی هذا فی ظلک.


أنت أنت؛
و أنا أقل من النمل الی سليمان؛
فأُجِلّک من هديتی إليک؛
لکن أرجوک أن تأذن لی فی تزيين عملی هذا الحقير القلیل،
بوضع اسمک المقدس عليه،
سرورا و فخرا مع التواضع؛
لعل الله يتجاوز عن­تقصيری ويقبله خالصا


إنک زوج الارامل و ابو اليتامی و کافل الايتام،
و أنا يتيم غريب،
و أنت أعلم بشدة هموم اليتيم خاصةً إذا کان غريبا؛
فامنن علی بهذا الفخر!


مولای ياعلی روحی فداک!

×

جستجوی پیشرفته

جستجو در میزهای
دامنه جستجو


×

ارتباط با ما

info@aashtee.org :پست الکترونیک ما
rss
بسم الله الرحمن الرحیم
یکشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۴
۷ شوال ۱۴۴۶
ابزار
  • نمایش دو ستون
  • نمایش درختواره
  • نمایش متن مقاله
  • بستن متن‌ها
درختواره

دوستی های قبل از ازدواج

  • نویسنده:محمدرضا
    • تاریخ انتشار:۱۳۹۸/۰۴/۰۹-۷:۴۰:۳۱
    • تاریخ اصلاح:
    • کد مطلب:23026
  • بستن متن‌ها
  • اختصاصات این مطلب
  • نظر شما
  • (0) نظر برای این موضوع
  • بازدید: 2358

یکی از انگیزه‌های مهم برای ایجاد رابطه با جنس مخالف پاسخ‌گویی به نیازهای روانی، عاطفی و غریزی است. جوان در مقطعی احساس می‌کند التهاب درونی‌اش تنها با معاشرت و ایجاد رابطه با جنس مخالف آرام می‌گیرد، ولی بنا بر دستور شرع مقدس پاسخ‌گویی به نیازها تنها باید با ازدواج تأمین شود.

اما دو گروه ارتباط با جنس مخالف بدون ازدواج را توجیه می‌کنند:

۱) عده‌ای می‌گویند ازدواج امر مهمی است و نیازمند این هستیم با کسی که می‌خواهیم ازدواج کنیم، شناخت بیشتری داشته باشیم. در حقیقت این افراد به دوستی‌های قبل از ازدواج به امکان و فرصتی برای شناخت بهتر و بیشتر به همسر آینده نگاه می‌کنند تا ازدواج‌شان موفق‌تر باشد.

۲) عده دیگر می‌گویند هر چند فعلا ما قصد ازدواج نداریم، ولی داشتن دوست در دوران مجردی می‌تواند به انسان  شناخت بیشتر نسبت به جنس مخالف بدهد، این روابط قبلی تجربه ارزشمندی برای ازدواج آینده است.

البته دو گروه دیگر هم هستند که تلاش می‌کنند ارتباط با جنس مخالف بدون ازدواج را توجیه کنند:

۳) گروهی که به دنبال لذت جویی بدون سوء استفاده هستند

۴) گروهی که به دنبال سوء استفاده هستند

فعلا ما به دو گروه اخیر کاری نداریم.

باید توجه داشت که تن دادن به دوستی‌های قبل از ازدواج، حتی چه در مورد گروه اول و چه در مورد گروه دوم، بسیار اشتباه است و کارشناسان مسائل اجتماعی دلایل زیادی در این‌باره مطرح کرده‌اند.

عمده اختلاف نظرها در مسائل اجتماعی و… به تعریف‌های مختلف از انسان بر می‌گردد که برداشت‌های متفاوتی را به دنبال دارد. از این رو لازم است در ابتدای سخن، انسان را تعریف کنیم بعد از آن سراغ دلایل نادرستی «دوستی‌های قبل از ازدواج» برویم:

عمده‌ترین تعاریف انسان، دو تعریف است:

1ـ انسان غریزه محور

عصاره تعریف «انسان غریزه محور» این است که خرد در سکّان‌داری کشتی انسانیت (و نه ارضا غرایز) هیچ نقشی ندارد، بلکه تنها امواج احساسات است که حرکت کشتی انسانیت را رقم می‌زند. البته چنین انسانی در کیفیت ارضاء غرایز و احساساتش، نهایت بهره را از خرد می‌برد. از انسان غریزه محور با تعبیر «منطق دلم می‌خواهد» یاد می‌کنیم.

اگر غریزه محوری به معنی حرکت در امواج احساسات باشد، جایی برای خواست خود من، و اراده خود من، و تصمیم خود من باقی نمی‌ماند.

لازمه‌ی این تعریف از انسانیت، «حذف اراده از صفحه انسانیت» است. با حذف اراده از صفحه انسانیت، دیگر اختیاری در کار انسان نمی‌تواند وجود داشته باشد.

در این دستگاه انسان همان براده آهنی است که پیوسته در سیطره جذبه‌ی آهنرباست و یا همانند خاشاکی است که با هر بادی جا به جا می‌شود.

2ـ انسان خرد محور.

انسان خرد محور، انسانی است که حرکتهایش خردمندانه باشد و جز بر محور خرد نچرخد، . ویژگی اصلی انسان خرد محور، سپردن سکّان اراده، به دست ناخدای خرد است.

دوست عزیز چقدر زیباست که سکان اراده زندگی‌مان به در دستان خرد و بینش باشد و از منطق «دلم می‌خواهد» دوری کنیم و در کش و قوس‌های زندگی راه خردمندانه را انتخاب کنیم.

در این نوشتار، دلایل اشتباه بودن "دوستی‌های قبل از ازدواج" در قالب سه بخش بیان شده است.

بخش اول: آیا دوستی قبل از ازدواج درست است؟

بخش دوم: دوستی‌هایی که منجر به ازدواج نمی‌شود، چه آسیب‌هایی به دنبال دارد؟

بخش سوم: دوستی‌هایی که اتفاقا منجر به ازدواج می‌شود، چه آسیب‌هایی می‌تواند داشته باشد؟

بخش اول: نادرستی دوستی قبل از ازدواج

دوستی‌های قبل از ازدواج چند ویژگی دارد که بایسته است به تفکیک مورد بررسی قرار گیرند.

1. جاذبه‌ها مانع شناخت است.

وقتی شما در مسیری تاریک حرکت می‌کنید برای اینکه به زمین نخورید یا به بی‌راهه نروید نیازمند چراغید. هر چه نور چراغ قوه قوی‌تر باشد، حرکت شما مطمئن‌تر است و هر عاملی نور این چراغ قوه را ضعیف کند حرکت شما را با خطر بیشتری مواجه می‌کند.

اگر شما می‌خواهید در مورد دختر یا پسری شناخت حاصل کنید نیاز دارید نور عقل‌تان به قدری قوی باشد که بتوانید زوایای پنهان و آشکار او را شناسایی کنید و باید مراقب باشیم چیزی نور عقل ما را ضعیف نکند.

اما واقعیت این است که خدای مهربان بین دو جنس مخالف، گرایش جدی و انکار ناپذیر قرار داده است. متاسفانه این جاذبه‌های انکار نشدنی، بیشترین اثر منفی بر قدرت اندیشه انسان می‌گذارد و هر چه رابطه جدی‌تر باشد قدرت تعقل را ضعیف‌تر کرده حتی می‌تواند کاملا دید عقل انسان را کور کند. به صورت کلی در این زمان شما آن چنان دچار وابستگی عاطفی شدیدی می‌شوید که دیگر نمی‌توانید به درستی بیندیشید.

2. در دوستی‌ها رفتارها تصنعی است.

بیشتر ما آدم‌ها برای‌مان مهم است دیگران در مورد ما چه قضاوتی می‌کنند و غالبا سعی می‌کنیم در نگاه دیگران خوب جلوه کنیم. وقتی دختر و پسری با هم دوست هستند این تمایل به خوب جلوه کردن به اوج خود می‌رسد.

خنده‌دار اینجاست که همین دختر و پسری که با هم دوست هستند، می‌خواهند از تماشای همین رفتارهای تصنعی پی به شخصیت واقعی طرف مقابل ببرند.

تا زمانی که من به جلب تایید و نظر موافق طرف مقابلم نیاز دارم، رفتارهای تصنعی من نیز ادامه دارد. پس در این زمان شناخت درست طرف مقابل امکان ندارد.

3. پیشنهاد دوستی نشانه‌ی عقیده‌ای نادرست است.

هدف حضور ما در این هستی رشد و کمال، از طریق بندگی خدا است.

حالا چرا ازدواج می‌کنیم؟

ازدواج یعنی تدارک یک یار موافق و همراه برای پیمودن مسیر رشد و کمال، چرا که حرکت‌های تیمی با وجود یار موافق، بسیار به موفقیت نزدیک‌تر است؛ بنا بر این یار ما هم باید از چنین عقیده‌ی درستی برخوردار باشد.

اما عقیده‌ی صحیح، یعنی باور به اینکه همه چیز به این عالم مادی ختم نمی‌شود و معادی وجود دارد. همسر آینده شما هر چه از عقیده‌ای سالم‌تر برخوردار باشد، زندگی شما گواراتر است.

میوه عقیده صحیح، رفتارهای ماست. وقتی پسری برای قصد ازدواج پیشنهاد دوستی به دختر می‌دهد، یعنی این پسر باور ندارد این رابطه مورد پسند خدا نیست.

آیا می‌توان از کسی که باورهای نادرست دارد، انتظار رفتار درست را داشته باشیم؟

4. خیانت در امانت

همه ما از خیانت بیزاریم، حتی کسانی که در دوران مجردی خود اهل معصیت بوده‌اند دوست دارند با کسی ازدواج کنند که به هیچ وجه اهل خیانت نباشد.

آیا احتمال نمی‌رود کسی که امروز خیانت می‌کند، فردا هم به شما خیانت کند؟ آقای محترم این دختر، امانت پدرش است. خانم محترم شما امانت پدر و مادرت هستی.

آیا این دوستی‌ها که عمدتا پنهانی و بدون رضایت پدر و مادر است، خیانت در امانت نیست؟

شاید کسی بگوید من با دختری دوستم که پدر و مادرش با خبر و راضیند. اما به خدا چه؟ آیا این دختر از نگاه بالاتر، امانت خدا نیست؟

5. ایجاد زمینه گناه

شیطان موجودی واقعی است و مدام انسان را وسوسه می‌کند. از جمله دام‌های بسیار موفق شیطان، خلوت با نامحرم است. شیطان انسان را قدم قدم به سمت گناه می‌کشاند.

اغلب کسانی که به گناه آلوده شده‌اند، هرگز از ابتدا قصد ارتکاب گناه نداشته‌اند و صرفا می‌خواستند رابطه‌ای پاک داشته باشند.

وقتی که حضرت یوسف با زلیخا تنها شد و زلیخا به وی پیشنهاد گناه داد، چرا یوسف شروع به ارشاد نکرد مگر او پیامبر نبود؟ بلکه فرار کرد. حال چگونه ما خودمان را در معرض گناه قرار می‌دهیم و ادعا می‌کنیم سمت گناه نمی‌رویم.

۶. لطمه‌های تحصیلی و زمانی

ارتباط دختر و پسر لحظه به لحظه جدی‌تر می‌شود، بیش از هر چیز تمرکز انسان را به هم می‌ریزد.

از لحاظ روان شناسی انسان به چیزی که بیشتر مورد علاقه‌ی اوست، تمرکز بیشتری دارد و هر چه تمرکز بر یک موضوع خاص افزایش یاید، ناخودآگاه تمرکز بر موضوعات دیگر کاسته می‌شود. دختر و پسری که در دبیرستان یا دانشگاه مشغول به تحصیل هستند، اصلا نمی‌توانند ذهن‌شان را بر روی درس متمرکز کنند و نسبت به تحصیل احساس بی‌علاقگی شدیدی می‌کنند.

بیشترین اضطراب در این شرایط، ناشی از تلاش به منظور پنهان نگه داشتن ارتباط و نیز عذاب وجدان ناشی از گناه است. این عوامل منفی در مورد دختر و پسری که در دوران عقد هستند وجود ندارد به همین دلیل اگر هم دچار افت تحصیلی شوند هرگز به این میزان نیست.

۷. لطمه‌های شغلی

پسری که به کاری در جایی مشغول است، با دوستی‌های داغ خیابانی، دیگر دل و دماغ کار ندارد. هیجان وعده‌های دیدار دیگر حوصله کار کردن نمی‌گذارد و ادامه این روند، نامنظم کار کردن، بی‌دقتی و عدم تمایل به کار کم کم می‌تواند منجر به از دست دادن آن شغل شود.

با اینکه جوان در ابتدای زندگی باید با جدیت کار کند تا آینده روشنی برای خود رقم بزند.

۸. لطمه‌های مالی

پسرهایی که دوست دختر دارند یکی از سه وضعیت را دارند:

الف) هنوز مشغول تحصیل یا خدمت سربازی هستند.

ب) به دنبال کار می‌گردند.

ج) تازه به کاری مشغول شده‌اند و هنوز درآمد کافی ندارند.

تدارک دوستی با جنس مخالف، قطعا می‌طلبد پسر هزینه کند. دخترها معمولا دوست دارند پسرها خرج کنند و کاری به توان مالی پسر ندارند.

در ضمن اینکه خود پسر برای اینکه ظاهرش در نگاه دختر جذاب باشد، دست به هزینه هنگفت برای تهیه‌ی لباس مارک‌دار می زند. این یعنی لطمه مالی همراه با فشار روانی.

اینها همه ناشی از این است که مردان دوست دارند طرف‌شان را تامین کنند و از این کار احساس خوبی به آنان دست می‌دهد.

البته در مقیاس بسیار کمتر همین لطمه‌های مالی به دختر هم وارد می‌شود.

۹. فشار روانی – تنش‌های خانوادگی – سرقت

پسر برای تامین دوست دخترش به شدت، نیاز مالی دارد. از پدر و مادر تقاضای پول بیشتر دارد، پسری که نمی‌تواند علت تقاضایش را توضیح بدهد، در عین حال احساس می‌کند به غرور جوانی‌اش لطمه خورده است، کم کم شروع به مشاجره می‌کند. گاهی شروع به تهدیدهای خطرناک‌تر می‌کند تا جایی که دست‌کم مادر وحشت کند و او را تامین کند.

هر چه رابطه پسر با دوست دختر عاشقانه‌تر می‌شود، از پدر و مادرش بیشتر فاصله می‌گیرد.

وقتی که دروغ‌ها و قهرها و تهدیدهای پسر برای گرفتن پول کارساز نمی‌شود، شیطان او را وسوسه به سرقت می‌کند چه بسا دامنه سرقت به محل کارش کشیده می‌شود.

و این رشته ادامه دارد…

۱۰. ضایع شدن استعدادها

جوانی دوران شکوفایی استعدادهاست. شرط شکوفایی این استعدادها، تلاش متمرکز و پیگیر است. در این میان، هرگونه التهاب درونی مانع اثر بخشی این تلاش‌هاست.

دوستی دختر و پسر دریای عواطف انسان را به شدت ناآرام می‌کند و تلاش و تمرکز انسان را مختل می‌کند و تمام استعدادها را در نطفه خفه می‌کند.

1۱. از دست رفتن سرمایه‌های معنوی

زن و مرد علاوه بر اشتراک در برخی نیازها، نیازهای متفاوت هم دارند به عنوان مثال در زنان نیاز عاطفی قوی‌تر و در مردان نیاز جنسی شدت بیشتری دارد.

ارتباط بین دختر و پسر، هر دو را از گفتگو با هم سیراب می‌کند در حقیقت نیاز عاطفی تا حدودی جواب‌گوست و دختر بیشتر بهره می‌برد.

اما در عین حال نیاز جنسی تحریک می‌شود و بی‌پاسخ می‌ماند.

پسر برای رهایی از این فشار غریزی متاسفانه دست به خود ارضایی می‌زند که به تدریج باعث بیماری‌های پنهان و آشکار فراوان می‌شود. مانند ضعف اعصاب، تحلیل عضلات، ضعف قوای جنسی، ضعف بینایی و….

اما مهم‌تر این که، این عادت لطمه‌های شدیدی به رفتارهای جنسی پسر بعد از ازدواج می‌زند به‌گونه‌ای که از همبستر شدن با همسرش لذت کافی نمی‌برد.

پاکی و پاکدامنی مهم‌ترین سرمایه معنوی هر جوانی به شمار می‌آید هر چه این سرمایه از دست برود کشش دختر و پسر به امور معنوی کمتر می‌شود.

1۲. هدر رفتن جوانی

انسان فقط در دوران جوانی می‌تواند با حداکثر توان حرکت کند. حالا اگر انسان در زمان جوانی کمترین استفاده را ببرد نه تنها ضرر کرده بلکه خسارت بزرگی را دیده است.

در ضرر، انسان سودی از تجارت نمی‌برد اما خسارت این است که انسان اصل سرمایه را از دست می‌دهد.

یکی از آثار بد دوستی دختر و پسر، اتلاف وقت است.

1۳. بد گمانی دیگران

مشاهده‌ی ارتباط دختر و پسر معمولا به بدگمانی دیگران منجر می‌شود. بله انسان نباید به قضاوت‌های مردم اهمیت بدهد ولی به شرط اینکه انسان عملکرد درستی داشته باشد و کاری نکند موجب سوء ظن شود.

همین بدگمانی‌ها می‌تواند موقعیت‌های ما را تباه کند. مثلا پسری دختری را دیده و قصد دارد به همراه خانواده از او خواستگاری کند، وقتی فردا همین دختر را با پسری ببیند، یا در این‌باره از یکی از اعضای خانواده بشنود، هر چند این رابطه در حد گفتگو بود، قضاوت منفی خواهد داشت و از تصمیم خود منصرف می‌شود در مورد پسر نیز همین‌طور است.

1۴. کم شدن میل پسرها به ازدواج و بالا رفتن سن دخترها

محرک‌ اصلی پسرها برای اقدام به ازدواج، احساس نیاز است. با داشتن دوست دختر به این نیاز کم و بیش پاسخ داده می‌شود. در ضمن اینکه در این شرایط، پسر زیر بار بسیاری از مسئولیت و هزینه‌های زندگی مشترک نمی‌رود. بنابراین هرچه تمایل پسرها به ازدواج کمتر شود سن ازدواج دختران بالاتر می‌رود.

تاسف انگیزتر این است که در بسیاری از اوقات برخی دختران تن به دوستی با پسر می‌دهند تا با مدیریت کردن دوستی، آن را به ازدواج منتهی کنند و غافل از آنکه هر چه به نیاز پسر پاسخ دهند تمایل پسر به ازدواج کمتر می‌شود، فقط در این رهگذر دختری باقی می‌ماند که عاطفه و پاکی‌اش حراج شده است.

1۵. عشق‌های دروغین به تهدید و انتقام تبدیل می‌شود.

در دروغین بودن این عشق‌ها همین بس که در بسیاری موارد، وقتی دختر تقاضای پایان دوستی می‌کند، عشق بی‌نظیر پسر، تبدیل به خشم و نفرت می‌شود که این مسئله ریشه‌ در خودخواهی و هوس دارد.

در صورتی که اگر انسان کسی را واقعا دوست دارد، باید خوشبختی او را بر نفع شخصی خود مقدم بدارد.

بخش دوم: آسیب‌های دوستی که منجر به ازدواج نشود

اینکه دوستی دو جنس مخالف به ازدواج منتهی نشود، دلایل مخلتفی دارد:

الف) بعد از مدتی متوجه می‌شوند تناسبی برای زندگی مشترک ندارند.

ب) یکی از آن دو به قول خودشان پا پس می‌کشد.

ج) یکی متوجه ضعف بزرگی در دیگری می‌شود.

د) یکی متوجه می‌شود دوستش در مورد همه چیز به او دروغ گفته است.

و…

اکنون به آسیب‌هایی اشاره می‌کنیم که دوستی منجر به ازدواج نشود.

1. لطمه‌های شدید عاطفی

وقتی که دختر و پسر احساس کردند باید رابطه را پایان دهند معمولا یکی یا هر دو دچار یک وابستگی عاطفی شده‌اند. در این صورت، قطع رابطه لطمه عاطفی شدیدی به دنبال خواهد داشت که به این زودی‌ها التیام پیدا نمی‌کند.

2. ناهنجاری‌های اجتماعی یا جنسی

افسردگی می‌تواند اولین پیامد لطمه‌ی عاطفی باشد؛ یعنی دیگر تمایلی به انجام فعالیت‌های روزمره ندارد.

دومین پیامد این لطمه عاطفی، می‌تواند اعتیاد باشد. پسر از لحاظ روحی آسیب جدی دیده است برای تسکین این دردهای درونی در پی مسکنی می‌گردد تا ذهن پریشانش را آسوده کند متاسفانه پسر در این دوران از چاله به چاه می‌افتد.

لطمه عاطفی که بیشتر شامل دختران می‌شود، به صورت اقدام به خودکشی جلوه می‌کند.

اما گروه دیگری به فکر انتقام‌جویی می‌افتند. پسر برای اینکه قدرت خود را بازسازی کند دیوانه‌وار متوسل به بی‌ بند و باری جنسی می‌شود، اگر هم پس از مدتی آرام شود، متاسفانه به این ناهنجاری‌های جنسی عادت کرده است.

این حس انتقام‌جویی در دختران گاهی به خود فروشی منجر می‌شود.

3. از دست دادن موقعیت‌های خوب ازدواج

از لحظه‌ای‌ که دوستی دختر و پسر آغاز می‌شود تا زمانی که این دوستی ادامه دارد ممکن است فرصت‌های خوبی برای ازدواج هر یک از این دو پیش بیاید. اما آنان در خیالات‌شان به ازدواج هم امید دارند و به همه‌ی موقعیت‌ها پشت می‌کنند و بهانه‌های نابه‌جا برای طفره رفتن می‌آورند.

۴. مقایسه با همسر

دختر پس از ازدواج، ناخود آگاه به مقایسه‌ی شوهر و دوست پسر قبلی‌اش می‌پردازد.

اولین پیامد این مقایسه‌ها دلسردی است، منجر به بهانه‌گیری‌های دختر یا حتی ارتباط دوباره با دوست پسر قبلی در نهایت فروپاشی زندگی است.

همین مقایسه در زندگی پسر هم صورت می‌گیرد. بدیهی است در زندگی مشترک عیب‌هایی آشکار می‌شود که در دوران دوستی هرگز جلوه نمی‌کند یا به چشم نمی‌آید.

حالا پسر یا دختر با دیدن کوچک‌ترین عیب از همسرش در دام مقایسه می‌افتد. مقایسه، سم مهلک زندگی‌هاست.

۵. ورشکستگی عاطفی

سرمایه‌های عاطفی باید به وقت خود هزینه شود، وقتی دختر یا پسر به طرف مقابل از نظر عاطفی وابسته شد، اظهار عشق می‌کند. بعد از به هم خوردن رابطه اگر با کس دیگری ازدواج کند، در چنین شرایطی حتی خودش هم از از ابراز عشق لذت  نمی‌برد، اگر هم اظهار عشق کند بر پایه‌ي بایدهای عقلی زندگی است و دیگر زندگی او شور و نشاط اولیه ندارد.

۶. عذاب وجدان

یکی از پیامدهای دوستی قبل از ازدواج این است که شخص بعدها در خلوت‌ خود نسبت به وعده‌ها و لذت‌های دوران دوستی، به شدت احساس گناه می‌کند.

۷. بدبینی شدید نسبت به جنس مخالف

معمولا چنین دختر و پسرهایی که سرانجام دوستی‌شان به ازدواج منتهی نمی‌شود دچار بدبینی شدید می‌شوند. در چنین شرایطی دختر و پسر نمی‌گویند فلانی آدم بدی بوده بلکه چون آسیب روحی دیده‌اند قضیه را تعمیم می‌دهند که من از همه مردان یا زنان متنفرم.

این بدبینی شدید می‌تواند فرد را تا مدت‌ها از ازدواج منصرف کند چرا که احساس می‌کند مدت‌ها بازیچه‌ی دست شخصی دروغ‌گو و بی‌معرفت بوده است.

بخش سوم: آسیب‌های دوستی که به ازدواج منجر شود

۱. ایجاد سوء ظن

دختر و پسری که تا مدت‌ها با هم دوست بوده‌اند و فکر می‌کردند بهتر از عشق‌شان در دنیا کسی نیست، پس از ازدواج نسبت به یکدیگر بدگمان می‌شوند.

  • نکند قبل از اینکه با من دوست شود با کس دیگری دوست بوده؟
  • مبادا بعد از ازدواج هم با کس دیگر دوست شود؟

تن ندادن به دوستی قبل از ازدواج برای دختر و پسر، مهم‌ترین سند بر پاکی و به دنبال آن اعتماد داشتن است.

۲. خدشه‌دار شدن عزت و اعتبار

اگر قرار است دوستی به ازدواج منجر شود، جلب رضایت والدین ضروری  است. از طرف دیگر فاش کردن آن نزد خانواده دشوار است.

این کار برای پسر سخت‌تر است چرا که معمولا مادرِ پسر تمایل دارد خودش دختر را انتخاب کند چرا که مادر اعتقاد دارد پسر تجربه لازم ندارد و فریب ظاهر را می‌خورد.

حالا اگر دختر و پسر با ناراحتی و دل‌خوری جواب مثبت را از خانواده‌های خود بگیرند، در چنین شرایطی هر دو خانواده، به عروس یا داماد را به چشم متهم نگاه می‌کنند که دختر یا پسر ما را گول زده است.

در حقیقت این دختر در نزد خانواده داماد و این پسر در نزد خانواده عروس، عزت و اعتبار ندارد. حالا اگر این خانواده عروس‌های دیگر و آن خانواده دامادهای دیگر داشته باشند، خانواده‌ها ناخودآگاه در رفتارشان با آنان تفاوت قائلند.

اصلا یکی از مواردی که باعث می‌شود ازدواج به انسان احساس خوبی بدهد این است که خانواده‌ی تازه‌ای که با آنها وصلت کرده‌ایم به ما احترام بگذارند.

۳. عدم برکت در زندگی

هر خواسته‌ای از دو جنبه قابل بررسی است یکی دستیابی به آن و دوم مبارکی آن. دستیابی تا حدودی به عوامل زمینی و مبارکی به عوامل غیر مادی باز می‌گردد.

مبارکی یعنی در کاری که تلاش می‌کنیم به آن برسیم، اسباب خیر و برکت باشد.

مبارکی یک خواسته، عمدتا به این بر می‌گردد که: اولا خوسته‌مان خدا پسند باشد. ثانیا مسیر دستیابی به آن معقول و مورد رضای خدا باشد.

زندگی که می‌خواهد با دوستی جنس مخالف شکل بگیرد، قطعا مورد رضای خدا نیست و برکتی ندارد از طرف دیگر اگر پدر و مادر یکی از دو طرف یا هر دو طرف، از این ازدواج رنجش داشته باشند، موج منفی به زندگی این دختر و پسر سرازیر می‌شود.

زندگی مبارک، زندگی است که مورد رضایت خدا و پدر و مادر باشد که رحمت خدا و دعای خیر پدر و مادر به این زندگی سرازیر شود.

۴. رنگ باختن شکوه ازدواج

بخش عمده‌ی لذت زندگی مشترک، با هم بودن و با هم رفتن است. در صورتی که دختر و پسری پیش از ازدواج با هم مدت‌ها دوست بوده‌اند. پس از ازدواج زندگی مشترک برای‌شان چندان شکوهی ندارد.

ممکن است کسی بگوید این دختر و پسر لذت و شکوه ازدواج را قبل از عقد چشیده‌اند حالا چه فرقی می‌کند کمی زودتر به آن رسیده باشند.

در پاسخ می‌گوییم در آن زمان روابط به صورت عالی‌ترین شکل نبود، زیرا روابط همراه با اضطراب و احساس گناه بوده است و این اضطراب‌ها اجازه لذت بردن نمی‌دهد.

۵. ناتوانی در تحقق وعده‌های دروغین

دخترها در مرحله اول به تقاضای گستاخانه پسر تن نمی‌دهند، اما مطرح کردن موضوع ازدواج ترفندی است که معمولا دخترها را نرم می‌کند.

دختران با هر پیشنهاد دوستی خیال می‌کنند طرف مقابل قصد ازدواج با او را دارد؛ این در حالی است که پسرها بیشتر به فکر بهره‌های جنسی هستند.

حالا پسر برای نرم کردن دختر پیشنهاد ازدواج می‌دهد، این دو حالت دارد یا اصلا توانایی و موقعیت ازدواج را ندارد یا واقعا قصد ازدواج دارد، اما برای اینکه دختر را هوایی کند وعده‌هایی می‌دهد که خودش می‌داند توانایی انجام این وعده‌ها را ندارد.

فاجعه اینجاست حالا اگر به هر کیفیتی ازدواج صورت بگیرد پسر می‌ماند و این همه وعده‌های عجیب و غریب. حالا پسر نمی‌تواند وعده‌ها را عملی کند به دختر احساس بدی می‌دهد که او مرا فریب داد.

۶. در صورت بروز مشکل، خانواده سرزنش می‌کند نه حمایت

اگر پسر و دختر با وجود مخالفت‌های والدین با یکدیگر ازدواج کنند و پس از مدتی مشکل جدی برایشان پیش بیاید، برای درد دل و مشورت اصلا روی آن را ندارند که مشکل خود را به پدر و مادر مطرح کنند.

اگر هم مطرح کنند، پدر و مادر می‌گویند خودت انتخاب کردی خودت هم باید تحمل کنی. در چنین شرایطی فقط سرزنش می‌شنوند.

در صورتی که اگر دختر و پسر با صلاحدید خانواده ازدواج کرده بودند اگر مشکلی پیش می‌آمد پدر و مادر خود را ملزم می‌دانستند مشکل را حل کنند.

۷. ترویج الگوی غلط

نکته آخر و بسیار مهم این است که دختر و پسر در طول دوران دوستی به طور مستقیم و غیر مستقیم این رابطه را به عنوان یک الگوی غلط رواج می‌دهند.

حتی رفت و آمدهای این دختر و پسر در کوچه و خیابان می‌تواند برای جوانان دیگر انگیزه منفی ایجاد کند. کم کم با تماشای این روابط، زشتی این کار در نظر سایر جوانان کمتر شده حتی آن را طبیعی می‌شمارند.

چند سؤال

سؤال اول: می‌دانم دوستی قبل از ازدواج غلط است اما نمی‌توانم آن را قطع کنم، چه کنم؟

پاسخ: وقتی انسان در سنی به درستی انجام یا ترک یک کار باور کرد باید دل را به دریا بزند. برای موفق شدن در انجام تصمیم درست، شما باید چند کار بکنید:

الف) رابطه را به طور کامل قطع کنید اگر راه کوچکی بگذارید قطعا دوباره آلوده خواهید شد.

ب) اگر چیزی از او دارید که شما را یاد او می‌اندازد از دایره زندگی خود خارج کنید.

ج) احتمال دیدن او را به صفر برسانید. هر زمان یا مکان احتمال می‌دهید او را ببینید، زمان و مکان حرکت خود را تغییر دهید.

د) راجع به او فکر نکنید، البته ممکن است یاد او به ذهن شما خطور کند، فقط این فکر را دنبال نکنید.

ه) هر روز دقایقی با خدای مهربان خلوت کنید از او تشکر و برای ادامه راه کمک بطلبید.

سؤال دوم: اگر دختری قبلا با پسری دوست بوده یا پسری دوست دختر داشته، حالا با دیگری ازدواج کرده‌اند، آیا شرط صداقت این است که انسان به دوستی‌های گذشته اعتراف کند یا اگر همسرم از من پرسید چه پاسخی بدهم؟

پاسخ: قرار نیست همه راست‌ها را بگوییم، بیان این مطلب فقط ذهن همسر را مغشوش و او را دچار بدبینی می‌کند. اساسا هم طرح این سؤال غلط است و هم پاسخ دادن به آن.

سؤال سوم: آیا همه ازدواج‌هایی که با دوستی شروع می‌شود، ناموفق است؟

پاسخ: چنین مدعایی صد در صد درست نیست، اما شما باید کاری کنید اولا رابطه را به طور کامل قطع کنید سپس به طور جدی و عاقلانه فکر کنید که این شخص معیارهای همسر خوب را دارد یا نه؟

سؤال چهارم: در زندگی مشترک عشق بسیار مهم است. برای همین عقیده دارم اول باید دوست شد، اگر دیدیم همدیگر را دوست داریم برای ازدواج اقدام می‌کنیم، شما با ذکر دلایل فوق می‌خواهید ‌بگویید در زندگی عشق لازم نیست.

پاسخ: دوست داشتن لازم است، ولی وقتی با کسی دوست می‌شوید دیدِ عقل برای اینکه ببینیم این فرد معیارهای عاقلانه انتخاب همسر را دارد یا نه، کور می‌شود.

ما می‌گوییم باید در ابتدا بدون روابط عاطفی، تحقیق انجام بگیرد بعد در حضور خانواده چند جلسه صحبت کنیم اگر این انتخاب را عاقلانه تشخیص دادیم حالا نوبت به احساس درونی می‌رسد.

اینکه طرف شما به دل شما بنشیند بسیار ضروری است، حالا اگر طرف شما فردی شایسته ازدواج باشد ولی به دلتان ننشیند، ازدواج با او صحیح نیست.

این به دل نشستن سرمایه‌ای است که با انتخاب درست شما و رفتارهای درست پس از ازدواج قابل افزایش است.

اما به دل نشستن کسی که ابدا معیارهای زندگی را ندارد، هزاران مشکل ایجاد می‌کند.

سؤال پنجم: شما می‌گویید دوستی‌های قبل از ازدواج روش خوبی برای انتخاب همسر نیست چرا که خیلی از رفتارها تصنعی است ولی با چند جلسه خواستگاری که نمی‌توان طرف مقابل را شناخت ما چگونه طرف مقابل را بشناسیم؟

پاسخ: تحقیق صحیح‌ترین و عاقلانه‌ترین کار برای شناخت طرف مقابل است. تحقیق چند مرحله دارد:

تحقیق از محل کار، اشتغال تحصیل و سکونت.

تحقیق از دوستان بسیار نزدیک او. چون دوستان صمیمی هر کس، از گرایش‌های او حکایت می‌کند.

توجه به رفتارهای ظاهری، باورها و عقاید هر کس که در رفتارهای ظاهری او نمود پیدا می‌کند.

تحقیق از بستگان سببی نه نسبی. زیرا ممکن است گروه دوم از سر دوست داشتن بعضی واقعیت‌ها را پنهان کنند.

اگر کسی که دختر یا پسر را معرفی کرده او نیز می‌تواند مبنای ارزیابی قرار بگیرد. مثلا اگر شخص مؤمن و عاقل باشد، جای امیدواری هست که کسانی را که معرفی می‌کند ممتاز باشند.

سؤال ششم: با دختری از خانواده آزاد دوست شده‌ام. دوستی ما باعث شده دوست دخترم نماز بخواند و پوشش او بهتر شود، آیا ادامه دوستی ما اشکال دارد؟

پاسخ: واقعیت این است این تحولات غالبا پایدار نیست. دوست دختر شما بیم دارد بر اثر پافشاری بر عقاید خود، شما را از دست دهد بنابر این محض خاطر شما تغییر کرده نه محض رضای خدا.

اگر واقعا قصد هدایت دارید این همه پسر اطراف شما هستند که نیاز به هدایت دارند اگر دلتان برای گمراهی این دختر می‌سوزد از خانمی (مثلا خواهرتان) بخواهید برای هدایت او کاری انجام دهد.

نکته پایانی

اولین چیزی که باعث لغزش انسان در این زمینه می‌شود احساس محرومیت است یعنی گاهی به شما این احساس دست می‌دهد که از یک سری خوشی‌ها بی‌بهره‌اید مثلا با خود می‌گویید خوش به حال مردم هر کی دستش تو دست یارشه ولی من میله‌ی اتوبوس دستمه.

اما چه کنیم تا احساس محرومیت بر ما فشار روانی وارد نکند، به این مثال توجه کنید:

ساختمانی ده طبقه را تصور کنید جوانی در طبقه دوم این ساختمان با پدر و مادر خود زندگی می‌کند. جوان دیگری به قصد خودکشی به بالای بام این ساختمان رفته، ناگهان اقدام به خودکشی می‌کند و خود را به پایین رها می‌کند. همان‌طور که سقوط می‌کند جوان ساکن طبقه دوم به قصد هوا خوری پنجره‌ی آپارتمان را باز می‌کند ناگهان آن جوان دیگر را می‌بیند که در حال سقوط است. تصور کنید بلافاصله پنجره را ببندد و با خود بگوید خوش به حال مردم پرواز می‌کنند…، این پدر و مادر من اصلا اجازه‌ی پرواز به من نمی‌دهند. اینجا شما چه قضاوتی می‌کنید؟ به این جوان می‌گویید صبر کن زود قضاوت نکن هنوز یک سکانس این فیلم را دیده‌ای در سکانس بعدی جنازه‌ی او در پیاده‌رو است.

ما معمولا فقط همین لحظات ظاهرا شیرین را می‌بینیم که آن دختر و پسر جملات عاشقانه نثار یکدیگر می‌کنند، اما معمولا شاهد صحنه‌های بعدی نیستیم که ببینیم و شاید نمی‌خواهیم ببینیم.

این خیلی بد است که تمام کافی شاپ‌ها و پیتزا فروشی‌ها شیشه‌ی سکوریت دارند که از دور هم می‌توان دختر و پسرها را دید که پشت میز نشسته‌اند اما تمام دادگاه‌های خانواده دیوارهای آجری دارند که از بیرون چیزی پیدا نیست.

دخترهای خوب و پسرهای خوب لطفا صبور باشید مطمئن باشید برنده شمایید اگر دختر و پسری  را می‌بینیم که با هم خوش‌اند و خوش می‌گذرانند، مطمئن باشید سکانس بعدی این دوستی‌ها بسیار ناگوار است.

و من الله التوفیق

  • نظر خوانندگان
تا کنون نظر قابل انتشاری ثبت نشده است
  • نظر شما