اگر حالات متفاوت خود را مطالعه نماییم، مییابیم برخی از واقعیتها (خواه خوب و یا بد) برای ما روشن است و آن را میبینیم و برخی دیگر خیر چنین نیست؛ بلکه در تاریکی فرو رفته و هیچ اطلاعی از آنها نداریم.[1]
حتی نسبت به دانستههای خود نیز احیانا دچار غفلت میگردیم و با آن چه میدانستیم، بیگانه میگردیم.
آن حقیقتی که این تفاوت را رقم میزند، یعنی روشن بودن نسبت به برخی از واقعیات و تاریک بودن نسبت به برخی دیگر، از آن حقیقت با تعبیر خرد یاد میکنیم. البته روشن است که آن چه مهم است خود آن حقیقت روشنگر است و نه نام آن؛ بنا بر این اگر این بیان با برخی از اصطلاحات هماهنگی نداشته باشد، هیچ اصراری بر تعبیر خاص وجود ندارد.
حاصل این بیان، توجه به اصل حقیقت خرد است و نه بیان حقیقت خرد و سایر مباحث پیچیده مرتبط به آن.
در هر صورت در این جا به این نگاه اجمالی بسنده میکنیم و تفصیل آن در جایگاه مناسب که یکی از شاخههای بحثی با عنوان «دستگاه شناخت» است، خواهد آمد. انشاءالله.
از جهان تمايلات بشر با تعبيرهاي گوناگوني، مانند: دل، احساسات، غرايز، عشق، نيروهاي ناشناخته و… ياد ميشود. به گمان اين بنده جامعترین و گوياترين واژه براي اين بُعد انسان تعبير «كششهاي دروني» است.
روشن است که ممکن است هر یک از تعبیرات یاد شده ویژگی مختص به خود داشته باشد، اما با تمامی این تعبیرات تنها به یک چیز اشاره میکنیم و آن جبهه مقابل خرد است؛ هر چه که باشد، تفاوتی نمیکند. از این رو نه ویژگی هر واژهای تأثیر در بحث دارد و نه هم اصرار بر یک یک از تعبیرات داریم.
برای توضیح بیشتر رابطه خرد و تمایلات مثلی میآوریم.
فرض کنید شما مقصدی دارید که مسیر آن از کوهستانی صعب العبور میگذرد و زمان حرکت شما هم شب است و تاریکی مطلق همه جا را فرا گرفته است. چراغ دستی در اختیار شما قرار داده شده است که با آن راه را ببینید. با چراغ دستی در فراز و نشیب کوهستان، مسیر پر پیچ و خم جاده را طی میکنید. در برخی از نقاط مسیر جاده سربالایی است. روشن است که به اقتضای آن چه چراغ دستی شما روشن میکند، باید به طرف بالا بروید؛ اما در شیب تند جاذبه زمین شما را به طرف پایین میکشد. اگر یخبندان هم باشد مقابله با جاذبه زمین بسیار دشوارتر میگردد. حالا فرض کنید توفان هم بر خلاف جهت حرکت شما میغرد، در این صورت چه اندازه حرکت بر اساس روشنگری چراغ دستی دشوار است؟!
در این جا عوامل مختلفی وجود دارد که شما را بر خلاف جهت مسیر میرانند، مانند فشار باد، جاذبه زمین و…. اگر بخواهید مسیری که چراغ دستی نشان میدهد بپیمایید، باید همه این عوامل را خنثی نمایید.
چراغ دستی، به منزلهی چراغ خرد است و سایر عوامل موجود به منزلهی غرایز و احساسات انسان است. کار احساسات و غرایز، جاذبه (مانند جاذبه زمین) و دافعه (مانند راندن توفان) است؛ اما هیچ روشنگری در آنها نهفته نیست. اما هنر چراغ، روشنگری و نمایاندن مسیری است که شما را به مقصد میرساند.
در این مثال حرکت بر اساس روشنگری چراغ دستی، در تضاد با حرکت قهریِ ناشی از قدرت توفان و یا جاذبه زمین است و این مثالی است برای تضاد خرد و تمایلات درونی انسان.
البته روشن است که احیانا عوامل یاد شده، هماهنگ با مسیری است که چراغ دستی به شما نشان میدهد؛ مثل این که مسیر راه به طرف پایین کوه باشد در این فرض، جاذبه به یاری شما میآید و طی مسیر را آسانتر میکند. در این صورت نه تنها تعارضی میان اقتضای خرد با اقتضای جاذبه زمین وجود ندارد. بلکه خرد و تمایلات هم سو هستند.
اینک فرض کنید در تاریکی مطلق از روشنگریِ چراغ دستی خبری نباشد، چه خود شما آن را خاموش کنید و چه بر اثر سانحهای ناخواسته یا خود خواسته آن را از دست بدهید؛ در این شرایط، شما هستید و عوامل یاد شده که بیجهت شما را به این طرف و آن طرف میکشانند و به بازی میگیرند. حتی اگر ارادهای هم بر خلاف جاذبه و توفان بکنید، ارادهای کور است که نمیدانید حاصل آن چیست.
این مَثَلی بود برای فرضی که از خرد خبری نباشد یا این که خود خواسته پشت به خرد کرده باشیم.
انشاء الله با تأمل در مثلِ یاد شده، تفاوت خرد و کششهای درونی به خوبی روشن گردید.
[1]ـ جهل مرکب حالت سومی است که فعلا از طرح آن میگذریم.
اگر حالات متفاوت خود را مطالعه نماییم، مییابیم برخی از واقعیتها (خواه خوب و یا بد) برای ما روشن است و آن را میبینیم و برخی دیگر خیر چنین نیست؛ بلکه در تاریکی فرو رفته و هیچ اطلاعی از آنها نداریم.[1]
حتی نسبت به دانستههای خود نیز احیانا دچار غفلت میگردیم و با آن چه میدانستیم، بیگانه میگردیم.
آن حقیقتی که این تفاوت را رقم میزند، یعنی روشن بودن نسبت به برخی از واقعیات و تاریک بودن نسبت به برخی دیگر، از آن حقیقت با تعبیر خرد یاد میکنیم. البته روشن است که آن چه مهم است خود آن حقیقت روشنگر است و نه نام آن؛ بنا بر این اگر این بیان با برخی از اصطلاحات هماهنگی نداشته باشد، هیچ اصراری بر تعبیر خاص وجود ندارد.
حاصل این بیان، توجه به اصل حقیقت خرد است و نه بیان حقیقت خرد و سایر مباحث پیچیده مرتبط به آن.
در هر صورت در این جا به این نگاه اجمالی بسنده میکنیم و تفصیل آن در جایگاه مناسب که یکی از شاخههای بحثی با عنوان «دستگاه شناخت» است، خواهد آمد. انشاءالله.
از جهان تمايلات بشر با تعبيرهاي گوناگوني، مانند: دل، احساسات، غرايز، عشق، نيروهاي ناشناخته و… ياد ميشود. به گمان اين بنده جامعترین و گوياترين واژه براي اين بُعد انسان تعبير «كششهاي دروني» است.
...