حاج آقابزرگ را در میدان شهدای مشهد دیدم که قصد سوار شدن اتوبوس واحد برای رفتن به ابرده یا جاغرق (از ییلاقات اطراف مشهد) را داشتند.
ایشان شال پشمی تیره رنگی بر سر بسته بود و با قبایی کوتاه و بدون عبا بود.
لباس ایشان تقریبا شبیه لباس محلی بعضی از مناطق خراسان یا حداکثر لباس آخوند روستای بود.
آن چنان بی تکلف بود که کسی در این هیئت گمان نمیکرد ایشان یک شخصیت برجسته روحانی است.
بعدا عکسهایی از ایشان با همین هیئت دیدم. معلوم شد که این تواضع ایشان بارها تکرار شده است.
«روزنهای به عبودیت فقیهانه» خاطراتی از عالم ربانی، مرحوم حاج شیخ ذبیح الله قوچانی
منبع: دانش حوزه
حاج آقابزرگ را در میدان شهدای مشهد دیدم که قصد سوار شدن اتوبوس واحد برای رفتن به ابرده یا جاغرق (از ییلاقات اطراف مشهد) را داشتند.
ایشان شال پشمی تیره رنگی بر سر بسته بود و با قبایی کوتاه و بدون عبا بود.
لباس ایشان تقریبا شبیه لباس محلی بعضی از مناطق خراسان یا حداکثر لباس آخوند روستای بود.
آن چنان بی تکلف بود که کسی در این هیئت گمان نمیکرد ایشان یک شخصیت برجسته روحانی است.
بعدا عکسهایی از ایشان با همین هیئت دیدم. معلوم شد که این تواضع ایشان بارها تکرار شده است.
«روزنهای به عبودیت فقیهانه» خاطراتی از عالم ربانی، مرحوم حاج شیخ ذبیح الله قوچانی
منبع: دانش...