کی میشود بیند بشر ، خیر البشر را
آه ای سفر کرده بده پایان، سفر را
عیسی مسیح من ! که باید جز تو بخشد
جان دوباره این جهان محتضر را؟!
ایمان شده یک تکه آتش در کف دست
دنیا به قصد دین ما بسته کمر را
حق بی تو باطل گشته و باطل شده حق
دنیای بی صاحب نداند خیر و شر را
ما آمدیم هر وقت، تو در باز کردی
تو آمدی هر وقت، ما بستیم در را
العفو میگویی به جای تک تک ما
جای همه بیدار هستی هر سحر را
آقا به ما مثل گذشته باز گردان
آن حال خوش، آن عاشقی، آن چشم تر را
دست تمام اهل روضه میشود پر
امشب اگر گیری تو دست یک نفر را
بیچاره من، بیچاره من، من که ندیدم
یک بار هم در روضهی مادر ، پسر را
بیچاره من، بیچاره من، من که نمردم
هر چه شنیدم روضهی دیوار و در را
منبع: کانال رضیع الحسین محمدحسین رحیمیان