ای سلیمان موری آمد بر درت
رد مکن او را به جان مادرت
ای که صدها چون سلیمان مور توست
چون کلیم الله بسی در طور توست
اختیار ماسوا در دست توست
خلق عالم جملگی پابست توست
بر در دولت سرایت آمدم
تا زنم بوسه به پایت آمدم
آنقدر در میزنم این خانه را
تا ببینم رویت ای جانانه را
آمدم تا درد من درمان کنی
در خور لطفت به من احسان کنی
آمدم تا در به رویم وا کنی
آمدم خود را به من اعطا کنی
در کمند خود اسیرم کردهای
از خلایق جمله سیرم کردهای
ای انیس و مونس دیرینهام
می زنم سنگ تو را بر سینهام
ای تن و جانم بلاگردان تو
کِی کشم دست از تو دامان تو
منبع: کانال رضیع الحسین علی اصغر یونسیان ملتجی