در «مرجعیت در دین كامل» گذشت: مرجعیت ائمهG درمان دردهای جهالت و تحیر و اختلاف ماست، میوه این ردّ و ارجاع نیز سه گونه است: 1ـ آموزش و تذكر به محكمات قرآن 2ـ آموزش و تذكر به سنتهای قطعی 3ـ «استنباط» حقایق پوشیدهی دین و عرضهی آن به دیگران.
اما دایرهی محكمات قرآن و سنتهای قطعی بسیار محدود است و بر عكس، حادثههایی كه دچار آن میگردیم بسیار فراوان، بنا بر این میتوان گفت اساس عمدهی فتوای ائمه هدیG ـعلاوه بر حقِ قانون گذاری كه خداوند به آنان مرحمت نموده است[1]ـ «استنباط» آنهاست. اینجاست كه به این نتیجهی مهم میرسیم كه «استنباط ائمهG شاهرگ حیات دینی» ماست. بدین ترتیب اهمیت فوق العادهی «استنباط» آشكارتر میگردد.
اما اینك كه در عصر غیبت به سر میبریم آیا میتوان چنین نقشی برای استنباط قایل شد؟
همان گونه كه گذشت محكمات قرآن و سنت قطعیه بسیار محدود است، بنا بر این مرجعیت ائمهG در بخش عمدهای بر استنباط آنان از قرآن تكیه دارد. حال اگر بر محكمات قرآن و سنت قطعیهی پیامبر6، استنباطات ائمهG را نیز بیفزاییم آیا میتوان گفت نیازهای ما در تمامی حوادث برآورده میگردد؟ هرگز!
پس باز هم ضروری است پای استنباط به میان آید؛ استنباطی كه از سوی ائمهG بر ما واجب شده است از این رو در عصر غیبت نیز «استنباط فقها شاهرگ حیات دینی» ماست.
از آنجایی كه همگان قادر به درك حقیقت «استنباط» نیستند اهمیت فوق العادهی «استنباط» پوشیده مانده است. این امر ممكن است موجب این توهم شود كه تعبیرات یاد شده دربارهی استنباط اغراق آمیز و مبالغه گونه است؛ از این رو پرده برداشتن از بخشی از نقش حیاتی «استنباط» برای دیگران نیز ضروری به نظر میآید.
بدیهی است كه حیات دینی ما وابستگی تمام به منابع و متون به میراث مانده از معصومینG دارد؛ از این رو احادیث و روایات دارای اهمیت ویژهای هستند. از سوی دیگر تأكید فوق العادهی ائمهG بر حفظ و نقل و نوشتن احادیث نیز بر كسی پوشیده نیست. چرا چنین نباشد كه احادیث بستر و منبع استنباط دین ماست.
عدم توجه لازم به نقش واقعی حدیث در دین، راز غفلت از دو عنصر درایت و فقاهت میباشد، تا آنجا كه برخی به تحریف این دو عنصر آلوده گشتهاند. یكی از احادیثی كه در آن تأمل كافی نشده است این حدیث است:
عَنْ عَلِی بْنِ حَنْظَلَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ اعْرِفُوا مَنَازِلَ الرِّجَالِ مِنَّا عَلَی قَدْرِ رِوَایاتِهِمْ عَنَّا.[2]
حضرت صادقC فرمودند: قدر و ارزش مردان را نسبت به ما، از مقدار [نقل] روایات آنها از ما بشناسید.
اولین شماره از «درایت راویتها» اشارهای اجمالی به رفع این گونه توهمات بود. البته روایات دیگری نیز وجود دارد كه عدم درك آن ممكن است منشأ این گونه توهمات گردد ، به برخی از آنها توجه كنید:
عَنْ أَبِی بَصِیرٍ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِC قَالَ لَهُ فِی حَدِیثٍ لَوْ لا زُرَارَةُ وَ نُظَرَاؤُهُ لَظَنَنْتُ أَنَّ أَحَادِیثَ أَبِی سَتَذْهَبُ[3]
امام صادقC به ابو بصیر فرمودند: اگر زراره و امثال او نبودند گمان میكردم احادیث پدرم به زودی نابود میشود.
قال فیه الصادقC لو لا زرارة لقلت إن أحادیث أبی علیه السلام ستذهب[4]
امام صادقC فرمودند: اگر زراره نبود میگفتم احادیث پدرم به زودی نابود میشود.
عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ وَ غَیرِهِ قَالُوا قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِC رَحِمَ اللَّهُ زُرَارَةَ بْنَ أَعْینَ لَوْ لا زُرَارَةُ وَ نُظَرَاؤُهُ لانْدَرَسَتْ أَحَادِیثُ أَبِیC[5]
امام صادقC فرمودند: خدا زراره را رحمت كند اگر زراره و امثال او نبودند احادیث پدرم نابود میشد.
عن إبراهیم بن عبد الحمید قال قال أبو عبد اللهC رحم الله زرارة بن أعین لو لا زرارة لاندرست آثار النبوة أحادیث أبیC[6]
امام صادقC فرمودند: خدا زراره را رحمت كند اگر زراره نبود آثار نبوت كه احادیث پدرم باشد نابود میشد.
عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِC یقُولُ بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ بِالْجَنَّةِ بُرَیدُ بْنُ مُعَاوِیةَ الْعِجْلِی وَ أَبُو بَصِیرٍ لَیثُ بْنُ الْبَخْتَرِی الْمُرَادِی وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ وَ زُرَارَةُ أَرْبَعَةٌ نُجَبَاءُ أُمَنَاءُ اللَّهِ عَلَی حَلالِهِ وَ حَرَامِهِ لَوْ لا هَؤُلاءِ انْقَطَعَتْ آثَارُ النُّبُوَّةِ وَ انْدَرَسَتْ[7]
جمیل بن دراج میگوید شنیدم كه امام صادقC این آیه را میخواندند و اضافه میفرمودند: «مخبتین[8] را مژده ده» به بهشت، اینان برید بن معاویه و ابو بصیر و محمد بن مسلم و زراره هستند، چهار بزرگوار كه امین خداوند بر حلال و حرام او هستند اگر اینان نبودند آثار بر جا مانده از پیامبر بریده و نابود میشد.
روایات پیشین، برای زرارهها نقش منحصر به فردی را بیان میكند كه شخصیت زرارهها را از دیگران جدا میكند. این نقش عبارت از «حفظ آثار نبوت و احادیث» و پیشگیری از نابودی آن، و این تاج افتخار بزرگی است كه امام صادقC تنها بر سر نظایر زرارهها گذاشته است. راز دست یافتن زرارهها به این مقام و منزلت چیست؟
احادیث زیر كلید كشف این راز است توجه كنید:
عَنْ سُلَیمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِC یقُولُ مَا أَجِدُ أَحَداً أَحْیا ذِكْرَنَا وَ أَحَادِیثَ أَبِیC إِلا زُرَارَةُ وَ أَبُو بَصِیرٍ لَیثٌ الْمُرَادِی وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ وَ بُرَیدُ بْنُ مُعَاوِیةَ الْعِجْلِی وَ لَوْ لا هَؤُلاءِ مَا كَانَ أَحَدٌ یسْتَنْبِطُ هَذَا هَؤُلاءِ حُفَّاظُ الدِّینِ وَ أُمَنَاءُ أَبِیC عَلَی حَلالِ اللَّهِ وَ حَرَامِهِ وَ هُمُ السَّابِقُونَ إِلَینَا فِی الدُّنْیا وَ السَّابِقُونَ إِلَینَا فِی الاخِرَةِ[9]
سلیمان بن خالد میگوید از امام صادقC شنیدم كه میفرمودند: هیچ كس را نمییابم كه یاد ما و احادیث پدرمC را زنده كرده باشد به جز زراره و ابوبصیر و محمد بن مسلم و برید بن معاویه و اگر اینان نبودند هیچ كس این دین را استنباط و استخراج نمیكرد اینان حافظان دین و امینان پدرم بر حلال و حرام خدا هستند و اینان پیشیگرفتگان به سوی ما در دنیا و آخرت هستند.
عن سلیمان بن خالد قال سمعت أبا عبد اللهC یقول ما أحد أحیا ذكرنا و أحادیث أبی إلا زرارة و أبو بصیر المرادی و محمد بن مسلم و برید بن معاویة و لو لا هؤلاء ما كان أحد یستنبط هدی هؤلاء حفاظ الدین و أمناء أبی علی حلال الله و حرامه و هم السابقون إلینا فی الدنیا و فی الاخرة[10]
سلیمان بن خالد میگوید از امام صادقC شنیدم كه میفرمودند هیچ كس یاد ما و احادیث پدرم را زنده نكرد به جز زراره و ابوبصیر و محمد بن مسلم و برید بن معاویه و اگر اینان نبودند هیچ كس هدایتی را استنباط و استخراج نمیكرد اینان حافظان دین و امینان پدرم بر حلال و حرام خدا هستند و اینان پیشیگرفتگان به سوی ما در دنیا و آخرت هستند.
دو حدیث گذشته برای زرارهها علاوه بر نقش آنها در زنده نگاه داشتن اهل بیتG و حفاظت از دین و امانتداری بر حلال و حرام خدا، با دو نكتهی مهم دیگر روبرو میشویم:
- نكتهی نخست: گشوده نگاه داشتن راه استنباط دین و هدایت برای همگان
توضیح نكتهی نخست این است كه احادیث بستر استنباط فقها میباشد (همچنان كه قرآن بستر استنباط ائمهG میباشد)؛ استنباط بدون بستر مناسب امكان ندارد؛ زرارهها در حفظ احادیث نقش یگانهای دارند؛ پس زرارهها با حفظ احادیث (بستر استنباط دین) راه استنباط دین و هدایت را (علاوه بر خود) بر آیندگان نیز گشوده نگاه داشتند.
با گشوده بودن استنباط، حیات دین امكان مییابد و آثار نبوت منقطع و مندرس نمیگردند.
اینجاست كه ادامهی حیات دین با استنباط، به آثار نبوت گره میخورد، و هدف از حفظ آثار نبوت، امكان یافتن استنباط است تا دین همچنان زنده بماند. از این رو میتوان گفت در رتبهی دوم (پس از ائمهG) «استنباط فقها «شاهرگ حیات دینی» ماست.
- نكتهی دوم: زرارهها نخستین پیروزمندان مسابقهی الهی در دنیا و در آخرت هستند.
با توجه به نكتهی نخست، تمامی كسانی كه در بقا این شاهرگ حیاتی نقش نخست را داشته باشند، همانند زرارهها در مسابقهی الهی هم در دنیا و هم در آخرت به احراز مقام برتر مفتخر میگردند.
[1]ـ برای توضیح بیشتر به «درایتِ روایت 7: قانون گذاری؛ نخستین اساس فتوا» مراجعه نمایید.
[2]ـ وسائل الشیعة, جلد 27, صفحه 150, باب 11, حدیث 33456
[3]ـ وسائلالشیعة/ج27/ص142/ب11/ح33431 رجالالكشی/ص133/ح210
[4]ـ رجالابنداود/ص156/ش619
[5]ـ وسائلالشیعة/ج27/ص144/ب11/ح33435 مستدركالوسائل/ج17/ص314/ب11/ح21448-10 بحارالانوار/ج47/ص390 /ب11/ح113
[7]ـ وسائلالشیعة/ج27/ص142/ب11/ح33429
[8]ـ به معنی عبادت كنندگان، تواضع كنندگاه و كسانی كه به وعدههای خداوند اطمینان دارند آمده است.
[9]ـ وسائلالشیعة/ج27/ص144/ب11/ح33436
[10]ـ بحارالانوار/ج47/ص390/ب11/ح112