بسیاری از توفیقات ما، ریشه در جایی دارد که ما از آن بیخبریم.
به عنوان مقدمه به مطلبی با عنوان «چرا هنگام نام قائم میایستیم؟» اشاره میکنیم:
از امام صادق؟ع؟ پرسیده شد:
در میان لقبهای حجة بن الحسن، سبب این که (تنها) هنگام یاد کردن لقب «قائم» برمیخیزیم، چیست؟
امام فرمود:
زیرا برای او غیبتی طولانی است.
(در دوران غیبت) از شدت مهربانی امام زمان به دوستانش، حضرت به هر کسی که او را به این لقب یاد کند، (مهربانانه) مینگرد.
(ویژگی این لقب این است که) این لقب یادآور دولت امام زمان؟عج؟ در زمان ظهور و یادآور حسرت به خاطر غربت او در دوران پیش از ظهور است.
هنگام نگاه مولای جلیل به چنین کسی، (ادب در مقابل آن حضرت و) تعظیم به آن حضرت اقتضا میکند بندهای که برای صاحب و مولایش خاضع است، بایستد و از خداوند تعجیل فرجش را بخواهد.[1]
از این حدیث روشن میشود که ایستادن و احترام ما نسبت به امام زمان؟عج؟، احترامی نیست که ما آغازگر آن باشیم، بلکه پاسخی است به نگاه مهربانانه آن حضرت.
از دیگر روایات برمیآید که در یاد خدا نیز ما آغازگر نیستیم، بلکه پیش از این که ما خدا را یاد کنیم او به ما نگریسته و از ما یاد کرده است.
قبل از هر چیزی اشارهای به اهمیت یاد خدا مینماییم:
از امام صادق؟ع؟ شنیدم که میفرمود آقا و سرور کارها(ی خوب) سه چیز است:
۱) آن چنان با مردم منصفانه برخورد کنی که چیزی برای خود نپسندی مگر این که مانند آن را برای آنها بپسندی.
۲) مساوات با برادر ایمانی در مال و ثروت (یعنی هر چه داری میان خود برادرانت مساوی تقسیم کنی.)
۳) یاد خداوند در تمامی حالات و یاد خداوند این نیست که تنها به زبان گفته شود «سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله أكبر».
بلکه یاد خدا این است هنگامی که چیزی بر تو وارد شد که مورد امر الهی است، آن را انجام دهی و هنگامی که چیزی بر تو وارد شد که مورد نهی الهی است، آن را ترک کنی.[2]
پیداست که انصاف و مساوات یاد شده در این روایت تنها از کسانی برمیآید که به مقامات بلند کمال رسیده باشند. «یاد همیشگی خداوند» در ردیف امور فوق العاده مهمی مانند انصاف و مساوات آمده است. خود این امر نشان از جایگاه بلند ذکر خداوند دارد.
اینک سراغ مقدمه سوم میرویم. روایت مهمی است که کلید حل بسیاری از مطالب فوق العاده است. توجه کنید:
(حقیقت) ياد (خداوند)، نه از کارهای زبان است و نه از راههایـ(ی است که) فكر (میپیماید)، بلکه ذکر (حقیقتی است که رتبه) اول و آغاز آن از (خداوندی است که) ياد شده است و (رتبه) دوّم، از (بنده) ياد كننده است.[3]
بر اساس این روایت، پیش از این که ما خدا را یاد کنیم، نور توجه او بر دل ما تابیده است که دل را به تلاش برای یاد او وامیدارد.
بنا بر این، یاد خدا از بنده، در واقع آینهای است از عنایت پیشین او و به همین جهت، بنده وامدار و مدیون خداست، نه این که خدمتی پیش دستانه از بنده به ساحت قدس الهی باشد.
بسیاری از توفیقات ما، ریشه در جایی دارد که ما از آن بیخبریم.
به عنوان مقدمه به مطلبی با عنوان «چرا هنگام نام قائم میایستیم؟» اشاره میکنیم:
از امام صادق؟ع؟ پرسیده شد:
در میان لقبهای حجة بن الحسن، سبب این که (تنها) هنگام یاد کردن لقب «قائم» برمیخیزیم، چیست؟
امام فرمود:
زیرا برای او غیبتی طولانی است.
(در دوران غیبت) از شدت مهربانی امام زمان به دوستانش، حضرت به هر کسی که او را به این لقب یاد کند، (مهربانانه) مینگرد.
(ویژگی این لقب این است که) این لقب یادآور دولت امام زمان؟عج؟ در زمان ظهور و یادآور حسرت به خاطر غربت او در دوران پیش از ظهور است.
هنگام نگاه مولای جلیل به چنین کسی، (ادب در مقابل آن حضرت و) تعظیم به آن حضرت اقتضا میکند بندهای که برای صاحب و مولایش خاضع است، بایستد و از خداوند تعجیل فرجش را...