آن چه پیش روی شماست چتی است که در یکی از شبکهها داشتم.
نمیخواهم تغییرش بدهم، مگر جاهایی که خیلی خیلی شخصی شده باشد.
فقط همهاش را به هم متصل کردم تا متن واحدی بشود.
سلام
گفتی «از اونجایی که میخوام این راهی که شما گفتین امتحان کنم هر کاری که باعث بشه تغییر ایجاد بشه انجام میدم»
و این باعث خوشحالیه
قبلش هم گفتی مشکل عمدهات اینه که کسی به تو اعتماد نمیکنه، منم گفتم اعتماد خریدنی و بخشیدنی نیست، باید ایجادش کرد.
حالا برای همین مسئله یک روایت فوق العاده جالبی دیروز بهش برخوردم، برای خودم یاداشتش کردم، گفتم بد نیست تکه تکه برای تو هم بفرستم.
إِذَا أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ هَلَاكَ عَبْدٍ نَزَعَ مِنْهُ الْحَيَاءَ…
اگه خدا بخواد بندهای رو نابود کنه (یعنی به خاطر گناهان خودش بخواد عقوبتش کنه)
شرم رو از او میگیره.
بعدش…
فَإِذَا نَزَعَ مِنْهُ الْحَيَاءَ لَمْ تَلْقَهُ إِلَّا خَائِناً مَخُوناً…
وقتی خدا شرم رو از او بگیره، در ورطه خیانت غرق میشه.
هم خیانت میکنه و هم غمی نداره که دیگران اون رو خائن بدونن و هم دیگران به او خیانت میکنن.
اما واقعش اینه که با پا گذاشتن توی میدون خیانت، خودشه که به خودش خیانت کرده (نقل به مضمون حدیث و شرحهای اون)
بعدش…
فَإِذَا كَانَ خَائِناً مَخُوناً نُزِعَتْ مِنْهُ الْأَمَانَةُ…
وقتی در ورطه خیانت غرق شد، امانتداری از او گرفته میشه.
بعدش…
فَإِذَا نُزِعَتْ مِنْهُ الْأَمَانَةُ لَمْ تَلْقَهُ إِلَّا فَظّاً غَلِيظاً…
وقتی امانتداری از او گرفته بشه، جز سنگدلی و تند خویی و بد زبونی ازش نمیبینی.
بعدش…
فَإِذَا كَانَ فَظّاً غَلِيظاً نُزِعَتْ مِنْهُ رِبْقَةُ الْإِيمَانِ…
وقتی سنگدل و تند خو باشه، رشته ایمان ازش گرفته میشه. (دیگه ایمانش نمیتونه رفتارشو میزون کنه و کلا کنترلش از دستش در میره.)
بعدش…
فَإِذَا نُزِعَتْ مِنْهُ رِبْقَةُ الْإِيمَانِ لَمْ تَلْقَهُ إِلَّا شَيْطَاناً مَلْعُوناً.
وقتی رشته ایمان ازش گرفته بشه، دیگه اونو جز شیطون لعنت شدهای نمیبینی.
بعدش…
این دیگه اوج بدبختیه و دیگه بعدی نداره.
اما منظور…
اما منظورم از این روایت اینه که ببین…
1- شرم برای ماها یه چیز مهمی نیست. اما همین یه چیز غیر مهم، آخرش به کجا میرسه!
یادته گفتم مجرمها رو ببین کدومشون از اولی که به دنیا اومدن قاتل و… بودن؟!
خطی که اینو رسونده به یه قاتل جانی کثیف… از کدوم نقطه شروع شده؟!
اکثر این نقطهها، اولش خیلی مهم دیده نمیشن! یا اصلا به چشم نمیان!
اصلا اصلا هم خود طرف فکر نمیکنه آخر خطه به اینجاها برسه!
فکر میکرد؟!
۲- معلوم میشه این بیشرمی و بیحیایی سمّ قاتلیه!
اما این سمّ قاتل، دوزش کم و زیاد داره.
اگر دوزش بالا باشه، فوری میرسونه به همون شیطون ملعون.
اما اگه دوزش کم باشه، مدتی زمان لازم داره.
اگه دوزش خیلی خیلی کم باشه، زمان بیشتری لازم داره.
بالاخره فرقش تنها در اینه که طول زمان شیطون شدن مون، چقدر باشه.
مگه این که…
۳- این حدیث یه دستور عمل عمومیه.
یعنی همه به اون نیاز دارن.
یعنی برای همه است، برای من، برای تو، برای اون.
یعنی اصلا هیچ کس نیست که در معرض این خطر نباشه.
یعنی ای آدم! هشدار! هر کی هستی، هر کجا هستی، هشدار!
اما ریشه شرم کجاست؟
مخاطب: دقیقا منظورتون رو نفهمیدم
با روایت قبلی شناختیم که:
آدمی که میتونه برتر از فرشتهها بشه، این آدم اگه شرم رو کنار بذاره، تبدیل به شیطون ملعونی میشه.
نقطه شروعِ سقوط کامل، در این بدبختی بزرگ هم یک چیزه.
و اونم اینه که شرم را کنار بذاره.
وقتی ریشهی شیطونِ ملعون شدن رو شناختیم که بی شرمیه،
حالا ریشه شرم و بی شرمی رو باید پیدا کنیم.
چه چیزیه که آدمو با حیا میکنه؟
چه چیزیه که آدمو بی شرم و بی حیا میکنه؟
هیچ به این فکر کردی؟!
مخاطب: همش سوال
سؤال مقدمه فکره
و فکر مقدمه تعقل
و تعقل مقدمه شناخت و معرفت
ماشاالله چقدر آنلاینی؟!
اما دریغ از یک ذره فکر!
شاید گرفتاریهای خیلی مهمتری هست که وقتی برای این جور فکر کردنا نمیذاره! شاید!
شایدم این جور سؤالها ارزش فکر کردن نداره! شاید!
پس خودم جواب خودم بدم بهتره.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده جبرئیل پیش پدر ما حضرت آدم آمد و گفت:
من مأمورم که تو را بین انتخاب سه چیز را مخیّر کنم.
آدم پرسید آن سه چیز چیه؟
گفت: خرد و شرم و دین.
آدم خرد رو انتخاب کرد.
جبرئیل رو به شرم و دین کرد و گفت بروید و آدم را رها کنید.
شرم و دین به جبرئیل پاسخ دادند: ما مأموریم که خرد هر جا باشد ما هم همان جا باشیم.
دیگه سؤال نمیپرسم که «ریشه شرم چیه و اصلش کجاست؟».
باعث زحمت میشه!!!
پس اصل دیانت و اصل شرم شد یک چیز، اون هم خرد.
مطلب مهمی که برات گفتم یک لایه دیگه هم داره.
خوبه که کوتاه به اونم یک اشارهای بکنم.
امام صادق علیه السلام فرمودن: اساس انسانیت، عقله.
خب، اینو بزار کنار مطالب قبلی.
اصل و اساس شرم، شد خرد.
اصل و اساس انسانیت هم شد خرد.
پس اگه از شرم خبری نبود، معلوم میشه که اصلا از انسانیت خبری نیست.
پس مسئله این که قضیه دو طرف داره.
یک طرفش انسانیته.
نقطه مقابلش هم شیطان ملعونه.
شرم ما هستش که مسیر ما رو مشخص میکنه.
مشخص میکنه که به کدوم طرف داریم میریم.
به طرف انسان شدن یا به طرف شیطان ملعون شدن!!!
این مطلب خیلی خیلی مهمیه که فقط اهلش به فوق العاده بودنش پی میبرن.
حالا چقدر تو اهلش هستی؟
خدا میدونه.
البته خودتم کم و بیش خودته میشناسی.
خلایق را هر چه لایق!
پس دیگه درزش میگیرم.
مستندات:
سَلْمَانَ قَالَ: إِذَا أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ هَلَاكَ عَبْدٍ نَزَعَ مِنْهُ الْحَيَاءَ فَإِذَا نَزَعَ مِنْهُ الْحَيَاءَ لَمْ تَلْقَهُ إِلَّا خَائِناً مَخُوناً فَإِذَا كَانَ خَائِناً مَخُوناً نُزِعَتْ مِنْهُ الْأَمَانَةُ فَإِذَا نُزِعَتْ مِنْهُ الْأَمَانَةُ لَمْ تَلْقَهُ إِلَّا فَظّاً غَلِيظاً فَإِذَا كَانَ فَظّاً غَلِيظاً نُزِعَتْ مِنْهُ رِبْقَةُ الْإِيمَانِ فَإِذَا نُزِعَتْ مِنْهُ رِبْقَةُ الْإِيمَانِ لَمْ تَلْقَهُ إِلَّا شَيْطَاناً مَلْعُوناً. الكافي/ ج2 / 291 / ح10
عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَوَّلُ مَا يُنْزَعُ مِنَ الْعَبْدِ الْحَيَاءُ فَيَصِيرُ مَاقِتاً مُمَقَّتاً ثُمَّ يَنْزِعُ اللَّهُ مِنْهُ الْأَمَانَةَ فَيَصِيرُ خَائِناً مَخُوناً ثُمَّ يَنْزِعُ اللَّهُ مِنْهُ الرَّحْمَةَ فَيَصِيرُ فَظّاً غَلِيظاً وَ يَخْلَعُ دِينَ الْإِسْلَامِ مِنْ عُنُقِهِ فَيَصِيرُ شَيْطَاناً لَعِيناً مَلْعُوناً. الإختصاص / 248
عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ: عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «هَبَطَ جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَلى آدَمَ عَلَيْهِ السَّلَامُ، فَقَالَ: يَا آدَمُ، إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أُخَيِّرَكَ وَاحِدَةً مِنْ ثَلَاثٍ، فَاخْتَرْهَا وَ دَعِ اثْنَتَيْنِ، فَقَالَ لَهُ آدَمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَا جَبْرَئِيلُ، وَ مَا الثَّلَاثُ؟ فَقَالَ: الْعَقْلُ، وَ الْحَيَاءُ، وَ الدِّينُ، فَقَالَ آدَمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنِّي قَدِ اخْتَرْتُ الْعَقْلَ، فَقَالَ جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ السَّلَامُ لِلْحَيَاءِ وَ الدِّينِ: انْصَرِفَا وَ دَعَاهُ، فَقَالَا: يَا جَبْرَئِيلُ، إِنَّا أُمِرْنَا أَنْ نَكُونَ مَعَ الْعَقْلِ حَيْثُ كَانَ، قَالَ: فَشَأْنَكُمَا وَ عَرَجَ. الكافي / ج1 / 10
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع دِعَامَةُ الْإِنْسَانِ الْعَقْلُ وَ الْعَقْلُ مِنْهُ الْفِطْنَةُ وَ الْفَهْمُ وَ الْحِفْظُ وَ الْعِلْمُ وَ بِالْعَقْلِ يَكْمُلُ وَ هُوَ دَلِيلُهُ وَ مُبْصِرُهُ وَ مِفْتَاحُ أَمْرِهِ فَإِذَا كَانَ تَأْيِيدُ عَقْلِهِ مِنَ النُّورِ كَانَ عَالِماً حَافِظاً ذَاكِراً فَطِناً فَهِماً فَعَلِمَ بِذَلِكَ كَيْفَ وَ لِمَ وَ حَيْثُ وَ عَرَفَ مَنْ نَصَحَهُ وَ مَنْ غَشَّهُ فَإِذَا عَرَفَ ذَلِكَ عَرَفَ مَجْرَاهُ وَ مَوْصُولَهُ وَ مَفْصُولَهُ وَ أَخْلَصَ الْوَحْدَانِيَّةَ لِلَّهِ وَ الْإِقْرَارَ بِالطَّاعَةِ فَإِذَا فَعَلَ ذَلِكَ كَانَ مُسْتَدْرِكاً لِمَا فَاتَ وَ وَارِداً عَلَى مَا هُوَ آتٍ يَعْرِفُ مَا هُوَ فِيهِ وَ لِأَيِّ شَيْءٍ هُوَ هَاهُنَا وَ مِنْ أَيْنَ يَأْتِيهِ وَ إِلَى مَا هُوَ صَائِرٌ وَ ذَلِكَ كُلُّهُ مِنْ تَأْيِيدِ الْعَقْلِ. الكافي / ج1 / 25 / ح 23
آن چه پیش روی شماست چتی است که در یکی از شبکهها داشتم.
نمیخواهم تغییرش بدهم، مگر جاهایی که خیلی خیلی شخصی شده باشد.
فقط همهاش را به هم متصل کردم تا متن واحدی بشود...