×

درباره میز از اینجا و آنجا

این سایت در صدد ایجاد فضایی کاملا علمی است که اهداف زیر را دنبال می‌کند:
۱- تکیه بر مسائل زیربنایی ۲- ترجیح مسایل کاربردی‌تر ۳- تمرکز بر شناخت حلقه‌های مفقوده ۴- تبیین ارتباط حلقه‌ها با یکدیگر.
موضوعاتی که بارورتر شده‌اند در قالب محیطهای مستقل ارایه می‌شوند.
سایر موضوعات در محیط «از اینجا و آنجا» تقدیم می‌شوند. از این رو این محیط شامل مطالبی کاملا متنوع است.
×
آرزوی رخصت...!
یا علی! ای آقای من!
ای نور خدایی در دل تاریکی‌ها!
ای ستون دین!
تو را سپاس می‌گویم که در سایه لطفت قدمی برداشتم.
تو، تویی!
و من، کمتر از مورچه در بارگاه سلیمان!
تو را از پیش‌کش کاری چنین اندک برتر می‌دانم؛
اما آرزومندم رخصت دهی تا کار ناچیزم را به نام تو زینت بخشم.
اگر چنین گردد متواضعانه بسی شادمان و مفتخرم.
شاید خدای از تقصیراتم بگذرد و آن را خالص بپذیرد.
تو پدر یتیمان و همسر بیوه زنان و حامی بی‌کسانی!
و من یتیمی غریب!
و خوب می‌دانی غم سنگین یتیم را، آن هم یتیمی غریب.
تو بر من منت گذاری اگر به افتخار این هدیه رخصت فرمایی،
و من سر به آسمان سایم اگر قبولت افتد.
آقای من ای علی فدایت گردم.
*****
مولای ياعلی!
يا نور الله فی ظلمات الارض!
يا عمود الدين!
أشکرک علی اتمام عملی هذا فی ظلک.
أنت أنت؛
و أنا أقل من النمل الی سليمان؛
فأُجِلّک من هديتی إليک؛
لکن أرجوک أن تأذن لی فی تزيين عملی هذا الحقير القلیل،
بوضع اسمک المقدس عليه،
سرورا و فخرا مع التواضع؛
لعل الله يتجاوز عن­تقصيری ويقبله خالصا
إنک زوج الارامل و ابو اليتامی و کافل الايتام،
و أنا يتيم غريب،
و أنت أعلم بشدة هموم اليتيم خاصةً إذا کان غريبا؛
فامنن علی بهذا الفخر!
مولای ياعلی روحی فداک!
×

جستجوی پیشرفته

جستجو در میزهای







دامنه جستجو


×

ارتباط با ما

info@aashtee.org :پست الکترونیک ما
rssfacebooktwitterinstagramgoogleplustelegramtelegram
از اینجا و آنجا
بسم الله الرحمن الرحیم
سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷
۶ رمضان ۱۴۳۹
ابزار
  • نمایش دو ستون
  • نمایش درختواره
  • نمایش متن مقاله
  • بستن متن‌ها
درختواره
  • نظر خوانندگان
۱۳۹۴/۰۵/۰۲-۱۲:۴۹:۲
اصلاح شود:
«تا بنده می‌شوم بتو، تابنده می شوم»
پاسخ‌ها
شهاب۱۳۹۶/۱۱/۱۰-۱۷:۴۷:۱۴
گر نگاهي به ما كند زهرا

دردها را دوا كند زهرا



بر دل و جان ما صفا بخشد

گر نگاهي به ما كند زهرا



كم مخواه از عطاي بسيارش

كانچه خواهي عطا كند زهرا



خانه ي وحي را ز رخسارش

رشك غار حرا كند زهرا



بضعه ي مصطفي بُوَد آري

جلوه چون مصطفي كند زهرا



نه عجب گر به شأن او گويند

خاك را كيميا كند زهرا



اين مقام كنيز او باشد

تا دگر خود چه ها كند زهرا



چهره پوشد ز مرد نابينا

تا بدين حد حيا كند زهرا



در طرفداري از خدا و رسول

به علي اقتدا كند زهرا



جان خود را و محسن خود را

در ره دين فدا كند زهرا



تا سه شب قوت خانه ي خود

بر مساكين عطا كند زهرا



روز محشر كه از شفاعت خويش

حشر ديگر به پا كند زهرا



همچو مرغي كه دانه بر چيند

دوستان را جدا كند زهرا



چه شود گر ز رحمت بسيار

حاجت ما روا كند زهرا

(سيد رضا مؤيد)
پاسخ‌ها
  • نظر شما