×

درباره میز من شیعه هستم

تشیع چیست؟ شیعه کیست؟ این بخش در پی پاسخ به دو پرسش اساسی فوق به شناساندن حقیقت تشیع و معرفی شیعه می‌پردازد. شما هم می‌توانید با تکمیل تدریجی مطالب به غنای این بخش کمک نمایید.
×
آرزوی رخصت...!
یا علی! ای آقای من!
ای نور خدایی در دل تاریکی‌ها!
ای ستون دین!
تو را سپاس می‌گویم که در سایه لطفت قدمی برداشتم.
تو، تویی!
و من، کمتر از مورچه در بارگاه سلیمان!
تو را از پیش‌کش کاری چنین اندک برتر می‌دانم؛
اما آرزومندم رخصت دهی تا کار ناچیزم را به نام تو زینت بخشم.
اگر چنین گردد متواضعانه بسی شادمان و مفتخرم.
شاید خدای از تقصیراتم بگذرد و آن را خالص بپذیرد.
تو پدر یتیمان و همسر بیوه زنان و حامی بی‌کسانی!
و من یتیمی غریب!
و خوب می‌دانی غم سنگین یتیم را، آن هم یتیمی غریب.
تو بر من منت گذاری اگر به افتخار این هدیه رخصت فرمایی،
و من سر به آسمان سایم اگر قبولت افتد.
آقای من ای علی فدایت گردم.
*****
مولای ياعلی!
يا نور الله فی ظلمات الارض!
يا عمود الدين!
أشکرک علی اتمام عملی هذا فی ظلک.
أنت أنت؛
و أنا أقل من النمل الی سليمان؛
فأُجِلّک من هديتی إليک؛
لکن أرجوک أن تأذن لی فی تزيين عملی هذا الحقير القلیل،
بوضع اسمک المقدس عليه،
سرورا و فخرا مع التواضع؛
لعل الله يتجاوز عن­تقصيری ويقبله خالصا
إنک زوج الارامل و ابو اليتامی و کافل الايتام،
و أنا يتيم غريب،
و أنت أعلم بشدة هموم اليتيم خاصةً إذا کان غريبا؛
فامنن علی بهذا الفخر!
مولای ياعلی روحی فداک!
×

جستجوی پیشرفته

جستجو در میزهای








دامنه جستجو


×

ارتباط با ما

info@aashtee.org :پست الکترونیک ما
rssfacebooktwitterinstagramgoogleplustelegramtelegram
من شیعه هستم
بسم الله الرحمن الرحیم
دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷
۹ ذیقعده ۱۴۳۹
ابزار
  • نمایش دو ستون
  • نمایش درختواره
  • نمایش متن مقاله
  • بستن متن‌ها
درختواره
شیعه در زمان امیرالمؤمنین ع
شیعه در زمان امیرالمؤمنین ع
پس از جنگ نهروان و کمی پیش از شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام، حضرت سخنرانی مهمی کردند. در این میان اشعث بن قیس (یکی از منافقین) پرسشهای بسیار جدی را در ملأ عموم از حضرت می‌پرسد و برخی از انتقادات را به صراحت طرح می‌کند.
حضرت هم بی‌پرده به جریانات پس از شهادت پیامبر پرداخته و از جمله نبود یاور را به عنوان مهمترین دلیل دست به شمشیر نبردن ذکر می‌کند…
سلیم (شاهد جریان) تغییرات عمیق اجتماعی و واکنش مردم پس از این سخنرانی را این گونه بیان می‌کند:
۱- در چهره شیعیان امیرالمؤمنین، خوشحالی موج می‌زد.
۲- شیعیان متعصب عثمان آن چنان دلگیر شده که دنیا بر آنان تنگ آمد.
۳- اکثریت مردم که بر اثر شک و تردید متوقف بودند و احتیاط می‌کردند، هدایت یافتند.
این گونه بود که با تشریح آشکار غصب خلافت و کنار زدن پرده تقیه، شیعیان اکثریت یافته و توانستند آشکارا سخن بگویند و ابراز عقیده نمایند.
سلیم می‌گوید: چهره تمام شیعیان از خوشحالی می‌درخشید و در هیچ دورانی شیعیان در میان عموم مردم این گونه خرسند نشده بودند.
اما عمر این دوران بسیار کوتاه بود و چیزی نگذشت که امیرالمؤمنین علیه السلام به شهادت رسید!!!
شیعه زیان‌بارتر از دجال نمی‌شود
شیعه زیان‌بارتر از دجال نمی‌شود
به راستی از کسانی که دوستی ما اهل بیت را پیش گرفته‌اند، کسانی هستند که لعنت (و زیان) شان بر (سایر) شیعیان ما، بیشتر از دجال است…
فرمود به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستان ما.
زیرا وقتی چنین شد (مرز دوست و دشمن از بین می‌رود) حق با باطل مخلوط می‌گردد و امر مشتبه می‌گردد. آن گاه مؤمن از منافق شناخته نمی‌شود…
فرزندان واقعی پیامبر صلی الله‌علیه‌وآله
فرزندان واقعی پیامبر صلی الله‌علیه‌وآله
این حدیث نکات بسیار جالبی است. از جمله آنها:…
مبدأ پدری محمد و آل محمد، ولایت (یعنی تولیت امور بندگان توسط) آنهاست. ریشه تولیت نیز رابطه کریمانه‌ای است که با عنوان شفقت (دلسوزی و غمخواری) از آن یاد می‌شود.
لازمه شفقت کریمانه، دو امر است:
نخست جلب منفعت برای بندگان که حیات معنوی شاه مصداق آن است.
دوم تکفل امور بر زمین مانده آنها، مانند اداء دیون و رسیدگی به اموری که بازماندگان از عهده آن برنمی‌آیند.
بنا بر این ریشه ولایت پیامبر بر امت، قهر و غلبه نیست. بلکه ریشه ولایت، دلسوزی و غمخواری است که موجب می‌شود کریمانه بار مسئولیت اولاد معنویش را بر دوش بکشد…
نتیجه این گردید که:
محمد و آل محمد، پدر معنوی همه خلایق هستند.
اما هر یک از خلایق که ولایت آنها را نپذیرند، فرزند واقعی پدر معنوی خود نیست. این همان حرامزادگی معنوی است.
و هر یک از خلایق که ولایت آنها بپذیرد، فرزند واقعی پدر معنوی خود، یعنی پیامبر، می‌باشد. شیعه، تنها مصداق فرزند واقعی پیامبر صلی الله علیه و آله است.
البته و صد البته شیعه باید مواظب باشد که مبادا با کارهای ناشایست از ولایت آنان خارج شود و آنان افتخار فرزندی را از او سلب نمایند…
مرز میان کمالات ایرانیان با ایران پرستی (ضمیمه)
مرز میان کمالات ایرانیان با ایران پرستی (ضمیمه)
اقتضای خردورزی این است که واقعیتها را آن چنان که هست ببینیم، خواه این واقعیتها با سلیقه و میل و باورهای ما سازگار باشد و خواه سازگار نباشد.
آن چه مهم است شناخت واقعیتهاست، البته همچنان که هست.
شناخت واقعیاتها با طی کردن سه مرحله گردآوری مستندات و اعتبار سنجی آنها و برطرف ساختن اشکالات محقق می‌شود…
تمامی مباحث تحقیقی از جمله بحث تشیع ایرانیان، از قاعده یاده شده مستثنی نیست.
با این همه به دلیل ماهیت موضوع، ممکن است این مباحث ناخواسته دچار آفت قومیت گرایی و حس ناسیونالیستی گشته و به انحراف کشیده شود.
از این رو برای محقق بی‌طرف بایسته است که اولا اساس را بر واقعیات مستند قرار داده و ثانیا تمامی واقعیت را کنار هم ببیند هر چند برخی از آنها متضاد بنمایانند.
مسلما کمالات هر قومی از جمله ایرانیان تا آن جا که مستند باشد پذیرفتنی است، اما پذیرفتن این کمالات، هرگز به معنی این نیست که آن قوم را بپرستیم و چشم بر معایب آن ببندیم و کورکورانه و بی منطق از آن دفاع کنیم.
لذا بر آن شدیم که برای رعایت خردورزی و دچار نشدن به آفت ایران پرستی، سایر واقعیتهای مربوط به ایران و ایرانیان را در کنار کمالات آن مطرح نماییم.
روشن است طرح این گونه مسایل در راستای بستر سازی برای تحقیق بیشتر است. اما نتیجه نهایی در گرو عمق تحقیقی است که یک محقق انجام می‌دهد.
با هدف گردآوری مستندات (مرحله نخست) هر گونه منبعی در این راستا را در شاخه «مرز میان کمالات ایرانیان با ایران پرستی» گردآوری می‌نماییم.
به دلیل عدم ارتباط مستقیم این بحث با میز «من شیعه هستم» از یک سو، و پرهیز از دچار شدن به آفت قومیت گرایی از سوی دیگر، این شاخه ضمیمه این میز «من شیعه هستم»‌ می‌شود.
جمع بندی فرمول تولی و تبری
جمع بندی فرمول تولی و تبری
مراحل طی شده تولی و تبری در نگاه عبارتند از:
1) شناخت خوبی‌ها و بدی‌ها (و به تبع آن خوبها و بدها)
2) دوستی خوبی‌های و تنفر از بدی‌ها
3) سایر آثار قلبی که با تولی و تبری کلید می‌خورد
4) اراده و تصمیم بر اظهار و ابراز آن چه خوبی و بدی آن را شناخته است (در صدد ابراز برآمدن)
5) قالب برگزیده برای اظهار و ابراز آثار شناخت
روشن است که شناخت، ریشه تولی و تبری است و نه خود آن.
همچنین تمامی آثار قلبی، متفرع بر تولی و تبری است.
آثار ظاهری که با اراده‌ی ابراز و اظهار کلید می‌خورد نیز از آثار تولی و تبری است.
عمل خارجی خاص، تنها قالب و لباسی است که بر قامت آثار عملی اراده شده پوشیده می‌شود.
با اشاره به یك نكته مهم برای نكته‌سنجان این بحث را پایان می‌دهیم.
در ادبیات وحی تولی و تبری، غیر از دوستی و دشمنی است؛ اما در ادبیات رایج كنونی در زبان فارسی، این دو اصطلاح (تولی و تبری با دوستی و دشمنی) به جای هم به كار می‌روند. آن چه تقدیم شد بر اساس ادبیات رایج كنونی است. انشاء‌الله در جای مناسب از همین نوشتار به تفاوت دوستی و دشمنی با تولی و تبری اشاره می‌كنیم.

میلاد عالم آل محمد، معدن رأفت، پدر جود، اباالحسن علی بن موسی الرضا مبارک

بستن تا 5 ثانیه دیگر