×

درباره میز اخباریت و اخباریون

اگر ريشه‌ی خردمندانه «نص‌گرايی» بخشکد، از وحی جز پوسته‌ای باقی نمی‌ماند و ديانت دچار بيماری «نص‌زدگی» می‌شود.
در دوران کنونی، نسخه‌ی شيعی «نص‌زدگی»، همان تفکر «اخباری» است.
بیایید «اخباریت» و آثار آن را بشناسیم.
×

 


آرزوی رخصت...!


یا علی! ای آقای من!


ای نور خدایی در دل تاریکی‌ها!


ای ستون دین!


تو را سپاس می‌گویم که در سایه لطفت قدمی برداشتم.


تو، تویی!


و من، کمتر از مورچه در بارگاه سلیمان!


تو را از پیش‌کش کاری چنین اندک برتر می‌دانم؛


اما آرزومندم رخصت دهی تا کار ناچیزم را به نام تو زینت بخشم.


اگر چنین گردد متواضعانه بسی شادمان و مفتخرم.


شاید خدای از تقصیراتم بگذرد و آن را خالص بپذیرد.


تو پدر یتیمان و همسر بیوه زنان و حامی بی‌کسانی!


و من یتیمی غریب!


و خوب می‌دانی غم سنگین یتیم را، آن هم یتیمی غریب.


تو بر من منت گذاری اگر به افتخار این هدیه رخصت فرمایی،


و من سر به آسمان سایم اگر قبولت افتد.


آقای من ای علی فدایت گردم.


*****


مولای ياعلی!


يا نور الله فی ظلمات الارض!


يا عمود الدين!


أشکرک علی اتمام عملی هذا فی ظلک.


أنت أنت؛


و أنا أقل من النمل الی سليمان؛


فأُجِلّک من هديتی إليک؛


لکن أرجوک أن تأذن لی فی تزيين عملی هذا الحقير القلیل،


بوضع اسمک المقدس عليه،


سرورا و فخرا مع التواضع؛


لعل الله يتجاوز عن­تقصيری ويقبله خالصا


إنک زوج الارامل و ابو اليتامی و کافل الايتام،


و أنا يتيم غريب،


و أنت أعلم بشدة هموم اليتيم خاصةً إذا کان غريبا؛


فامنن علی بهذا الفخر!


مولای ياعلی روحی فداک!


×

جستجوی پیشرفته

جستجو در میزهای









دامنه جستجو


×

ارتباط با ما

info@aashtee.org :پست الکترونیک ما
rssfacebooktwittertelegramtelegram
اخباریت و اخباریون
بسم الله الرحمن الرحیم
شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷
۹ ربیع الاول ۱۴۴۰
ابزار
  • نمایش دو ستون
  • نمایش درختواره
  • نمایش متن مقاله
  • بستن متن‌ها
درختواره
مرجعیت ائمه علیهم‌السلام در آینه‌ی وحی
مرجعیت ائمه علیهم‌السلام در آینه‌ی وحی
احادیث فراوانی درباره مرجعیت مطلق ائمه علیهم السلام آمده است و گردآوری همه آنها چندان آسان نیست. از این رو به چند حدیث مختصر بسنده می‌کنیم. حمزه پسر طیار برخی از خطبه‌های امام باقر علیه‌السلام را بر امام صادق علیه‌السلام عرضه داشت تا به جایی از آن خطبه‌ها رسید، حضرت به او فرمود: دست نگهدار و ساکت باش، سپس امام صادق علیه‌السلام فرمود در آن چه که بر شما نازل می‌شود و حکم آن را نمی‌دانید، اختیاری ندارید مگر این که دست نگهدارید و متوقف شوید و آن را به ائمه هدا علیهم‌السلام ارجاع دهید تا این که آنان شما را بر راه راست رهنمون شوند و نابینایی در آن را از شما بزدایند و حق را در آن مورد به شما بشناسانند؛ چرا که خداوند فرموده است پس اگر نمی‌دانید از اهل ذکر بپرسید.[1] امام صادق علیه‌السلام فرمودند به راستی که در آن چه بر شما نازل می‌شود و حکم آن را نمی‌دانید اختیاری ندارید مگر این که دست نگهدارید و متوقف شوید و آن را به ائمه مسلمین علیهم‌السلام ارجاع دهید تا این که آنان حق را در آن مورد به شما بشناسانند و شما را بر راه راست رهنمون شوند؛ چرا که خداوند فرموده است پس اگر نمی‌دانید از اهل ذکر بپرسید.[2] عبد الله بن جندب از امام رضا علیه‌السلام در حدیثی چنین نقل نموده است، امام علیه‌السلام فرمودند به راستی که اینان گروهی هستند که شیطان برای آنان عارض شده است و به شبهه مغرورشان کرده است و امر...
نگرش وحی به استنباط
نگرش وحی به استنباط
دستگاه شناخت از خرد آغاز و به شناخت پایان می‌یابد.
و صد البته کلید تمامی حرکتهای انسانی از ایمان گرفته تا بندگی همه و همه (مجموعه حرکتهای جوانحی و جوارحی)، گوهر ارزشمند شناخت است.
استنباط در دستگاه شناخت جایگاه و نقشی بس خطیر و فوق العاده حیاتی برای انسان دارد.
با توجه به عظمت و ضرورت دین در حیات انسانی، استنباط دین به عنوان یکی از شاخه‌های استنباط، از مهم‌ترین نیازها و والاترین جایگاه و پر حاصل‌ترین برداشتها است.
پنهان ماندن عظمت استنباط از خِرَدهای خُرد، تبعات منفی بسیاری داشته است.
ساده پنداری دین و به تبع آن خورده گرفتن بر نظام علمی دین به شکل عام معلول ناشناخته ماندن جایگاه استنباط است.
اثرات مخرب ساده پنداری دین در حوزه معارف و عقاید گفتنی نیست!
تنها با اشاره‌ای برای نکته سنجان از آن می‌گذریم.
حاصل ساده پنداری دین در حوزه معارف پنهان ماندن عظمت علمی دین، مهجوریت حقایق وحی، غربت و مظلومیت ائمه دین و محرومیت امت اسلام است.
اثرات مخرب ساده پنداری دین در حوزه فتوا (نظام علمی استخراج احکام الهی) به شکل خاص نیز اندک نبوده است.
با توجه به آن چه گذشت می‌توان گفت ساده پنداری دین مادر فاجعه‌هاست.
شناخت جایگاه استنباط شاه کلیدی است که می‌تواند ما را در درمان این فاجعه یاری دهد.
دروازه اخباریت
دروازه اخباریت
اگر «خردمندی» را عمده‌ترين ويژگی انسان بدانيم، «عقل‌گرايی» رقم می‌خورد.
«عقل‌گرايی» واقعی، نياز به وحی را رقم می‌زند و پای «نص‌گرايی» را به ميان می‌آورد.
«عقل‌گرايی» واقعی با «نص‌گرايی» واقعی، نه تنها هيچ مشکلی با هم ندارند، بلکه هر يک مکمِّل ديگری است و با فقدان هر يک، کمال واقعی و سعادت حقيقی انسان ناشدنی می‌گردد.
اما فاجعه‌ای که اتفاق افتاده، جدا سازی اين دو است…
احيانا ريشه‌ی خردمندانه «نص‌گرايی» می‌خشکد و از وحی، جز پوسته‌ای باقی نمی‌ماند. با شيفتگی به پوسته‌ی بی‌ريشه‌ی وحی، ديانت دچار بيماری نص‌پرستی و «نص‌زدگی» می‌شود.
عمده‌ترين آفت ديانت، «نص‌زدگی» است و حاصل آن هم حذف يا کم رنگ ساختن خرد، در ساحت دين است…
نسخه‌ی شيعی «نص‌زدگی»، همان تفکر «اخباری» است و «وهابيت» نيز نسخه‌ی سنی «نص‌زدگی» است.
اين دو فرقه، هزينه‌ی سنگينی را بر «اسلام کامل» تحميل کرده و همچنان می‌کند…
ساحت برخی از دانشمندان اخباری پاک‌تر از این است که برخی جاهلانه‌ها و ظالمانه‌ها و… به آنها نسبت داده شود…
طبقه سومی از اخباریون هم هستند که نه واقعا فقیه و دانشمند هستند و نه هم از علما شمرده می‌شوند. بیشتر جاهلانه‌ها و ظالمانه‌ها و… در این طبقه دیده می‌شود…
کانون لجاجتها و عنادها و جهالتها بیشتر طبقه سوم هستند که متأسفانه به خاطر حب ریاست و…، میداندار و میاندار جریانات اخباری‌گری هم هستند.
با تأکید مجدد بر مستند بودن تمامی آن چه پیش رو دارید و نیز شرمساری از ساحت اخباریون اهل تقوا و ورع این میز را می‌گشاییم.
استنباط جالب امام صادق ع از «نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ»
استنباط جالب امام صادق ع از «نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ»
توضیح استدلال حضرت این گونه است که:
خداوند پیش از این جمله، زنان را به کشتزار تشبیه کرده است. (نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ)
غرض عقلائی از کشت و کار، برداشت محصول است. (ظهور عرفی)
لذا کشتزار هم، محل برداشت محصول است. (لازمه ظهور عرفی)
محصول متناسب با انسان، فرزند آوری است. (تناسب عقلی حکم و موضوع)
محل فرزند آوری، منحصر به فرج است.
بنا بر این «أَنَّى» نمی‌تواند مکانی باشد تا نتیجه گرفته شود که…
از نظر فنی این بیان امام، قیاس مضمره است…
این استدلال بر اساس ظهور عرفی و عقلایی «حرث» (کشتزار) است.
لازمه کشتزار بودن، «قابلیت برداشت محصول» است.
این لازمه، مسلم مصداق دلالت التزامی نیست، زیرا بیّن به معنای اخص نیست.
بنا بر این، خارج از دلالت لفظ و منطوق آیه است.
اما در عین حال قابلیت برداشت محصول، لازمه عقلی کشتزار است.
به سخن دیگر امام علیه السلام در این استدلال به لازمه عقلی مفهوم عرفی تکیه فرموده است…
آموزش تقیید اطلاق لفظی به قرائن عقلیه (تقیید به نقض غرض)
آموزش تقیید اطلاق لفظی به قرائن عقلیه (تقیید به نقض غرض)
استنباط تقیید دلیل لفظی توسط عقل، یکی از مصادیق رابطه ادله لفظیه با عقل است.
امام صادق علیه السلام در روایت زیر، این استنباط را به حسین منذر می‌آموزد.
حسین بن منذر می‌گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم همسرم مالی به من داد که هر کاری خواستم با آن بکنم.
آیا می‌توانم از مال همسرم کنیزی بخرم که با او آمیزش کنم؟
حضرت پاسخ داد: نه (حق چنین کاری نداری زیرا) همسرت مال به تو داده است که چشم او را روشن کنی (و او را خوشحال سازی) و تو (با خرید کنیز و…) می‌خواهی چشمش را بسوزانی (و اشکش را درآوری)!…
این بیان مشتمل بر حلقه‌ای پنهان است که امام آن را به وضوحش گذاشته است و آن حلقه عبارت است از:
«همسرت مالی به تو داده است که تو از مال او استفاده کنی و خوشحال شوی».
بنا بر این تمامی حلقه‌های مستند عبارتند از:
همسرت مالی به تو داده است (کار همسر).
هدف همسرت از دادن مال، احسان به تو است که از مال او استفاده کنی.
با این احسان همسرت، تو هم خوشحال شوی. (غرض اولیه)
در مقابل این احسان همسرت، تو هم به او احسان کنی و همسرت را خوشحال سازی. (غرض نهایی)…
بنا بر این اطلاق لفظی مصرح به این قرینه عقلی مقید می‌شود.
در اصول از این گونه قرائن عقلیه با تعبیرات مختلفی یاد می‌شود. مانند نقض غرض، یلزم من وجوده عدمه، قرینه داخلیه، قرینه مقامیه، تناسب حکم و موضوع و….
آن چه مهم است این است که امام در مورد پرسش راوی می‌توانست تنها به بیان حکم، یعنی عدم جواز خرید کنیز، بسنده کند. همچنان که در حدیث دیگری چنین کرده است. اما در این حدیث علاوه بر بیان حکم، مستند آن را نیز بیان می‌فرماید.
امام با بیان مستند حکم، کیفیت تقیید اطلاقات لفظی به قرینه عقلیه را به استفتاء کننده آموزش می‌دهد…