×

درباره میز از اینجا و آنجا

این سایت در صدد ایجاد فضایی کاملا علمی است که اهداف زیر را دنبال می‌کند:
۱- تکیه بر مسائل زیربنایی ۲- ترجیح مسایل کاربردی‌تر ۳- تمرکز بر شناخت حلقه‌های مفقوده ۴- تبیین ارتباط حلقه‌ها با یکدیگر.
موضوعاتی که بارورتر شده‌اند در قالب محیطهای مستقل ارایه می‌شوند.
سایر موضوعات در محیط «از اینجا و آنجا» تقدیم می‌شوند. از این رو این محیط شامل مطالبی کاملا متنوع است.
×
آرزوی رخصت...!
یا علی! ای آقای من!
ای نور خدایی در دل تاریکی‌ها!
ای ستون دین!
تو را سپاس می‌گویم که در سایه لطفت قدمی برداشتم.
تو، تویی!
و من، کمتر از مورچه در بارگاه سلیمان!
تو را از پیش‌کش کاری چنین اندک برتر می‌دانم؛
اما آرزومندم رخصت دهی تا کار ناچیزم را به نام تو زینت بخشم.
اگر چنین گردد متواضعانه بسی شادمان و مفتخرم.
شاید خدای از تقصیراتم بگذرد و آن را خالص بپذیرد.
تو پدر یتیمان و همسر بیوه زنان و حامی بی‌کسانی!
و من یتیمی غریب!
و خوب می‌دانی غم سنگین یتیم را، آن هم یتیمی غریب.
تو بر من منت گذاری اگر به افتخار این هدیه رخصت فرمایی،
و من سر به آسمان سایم اگر قبولت افتد.
آقای من ای علی فدایت گردم.
*****
مولای ياعلی!
يا نور الله فی ظلمات الارض!
يا عمود الدين!
أشکرک علی اتمام عملی هذا فی ظلک.
أنت أنت؛
و أنا أقل من النمل الی سليمان؛
فأُجِلّک من هديتی إليک؛
لکن أرجوک أن تأذن لی فی تزيين عملی هذا الحقير القلیل،
بوضع اسمک المقدس عليه،
سرورا و فخرا مع التواضع؛
لعل الله يتجاوز عن­تقصيری ويقبله خالصا
إنک زوج الارامل و ابو اليتامی و کافل الايتام،
و أنا يتيم غريب،
و أنت أعلم بشدة هموم اليتيم خاصةً إذا کان غريبا؛
فامنن علی بهذا الفخر!
مولای ياعلی روحی فداک!
×

جستجوی پیشرفته

جستجو در میزهای







دامنه جستجو


×

ارتباط با ما

info@aashtee.org :پست الکترونیک ما
rssfacebooktwitterinstagramgoogleplustelegramtelegram
از اینجا و آنجا
بسم الله الرحمن الرحیم
سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷
۶ رمضان ۱۴۳۹
ابزار
  • نمایش دو ستون
  • نمایش درختواره
  • نمایش متن مقاله
  • بستن متن‌ها
درختواره
کشیش‌های مسلمان
کشیش‌های مسلمان
به هر حال،‌ یک روز کشیش از محمد درخواست کرد او را به مسجد ببرد تا با حال و هوای آن‌جا آشنا شود. وقتی برگشتند داشتند با هم درباره‌ی فضای مسجد صحبت می‌کردند و ما بی‌صبرانه منتظر بودیم که کشیش بگوید مسجد چه جور جایی است و چه آیین‌هایی در آن برگزار می‌شود. کشیش گفت که مسلمانان در مسجد کار خاصی انجام نمی‌دادند، فقط آمدند و نماز خواندند و رفتند. من پرسیدم: «رفتند؟‌ بدون هیچ موعظه یا آوازی؟» و کشیش جواب مثبت داد.
چند روز بعد کشیش دوباره از محمد خواست او را به مسجد ببرد. ولی این بار قضیه فرق می‌کرد و آن دو تا دیر وقت به خانه نیامدند. هوا تاریک شده بود و ما نگران بودیم نکند اتفاقی برایشان افتاده باشد. بلاخره برگشتند و وقتی وارد شدند، من محمد را خیلی زود شناختم، ولی نفر کناری‌اش با آن پیراهن بلند سفید و کلاه، که بود؟ صبر کنید ببینم! این همان کشیش خودمان بود. با تعجب گفتم: «پیت! مسلمان شده‌ای؟» کشیش گفت: «من همین امروز مسلمان شدم.» کشیش مسلمان شده بود!! بعدش چی؟ (خواهید دید.)
به طبقه‌ی بالا رفتم که درباره‌ی این مسئله کمی فکر کنم و در ضمن موضوع را با همسرم در میان بگذارم. ولی همسرم هم گفت که قصد دارد مسلمان شود، چون اسلام را بر حق می‌داند. این جا دیگر واقعا خشکم زد. پایین رفتم و محمد را از خواب بیدار کردم و ازش خواستم توی حیاط بیاید که با هم صحبت کنیم. آن شب تا صبح با هم قدم زدیم و درباره‌ی اسلام صحبت کردیم. محمد که داشت برای نماز صبح آماده می‌شد، من دیگر به این نتیجه رسیده بودم که حقیقت بلاخره آشکار شده و بقیه‌اش با من است که آن را بپذیرم یا نه. از پشت حیاط پدرم یک تخته سه‌لایی قدیمی پیدا کردم و روی آن به طرف قبله‌ی مسلمان‌ها به سجده افتادم…
زنان قربانیان بی‌دفاع در فضاهای شهری
زنان قربانیان بی‌دفاع در فضاهای شهری
سال‌ها پیش حدود شش ماه در میدان انقلاب مطالعه کردم و انواع مزاحمت‌ها و آزارهای خیابانی در مورد خانم‌ها را مشاهده کردم. امروز همه جای تهران تبدیل به فضای بی دفاع شده است چون مزاحمت اتومبیل‌ها همه جا هست و زنان و دختران در هیچ مکانی در امان نیستند…
نتیجه این اقدام بازاریان، ثبت هزار مورد شکایت از سوی خانم‌ها در یک بازه زمانی کوتاه بود. این در حالی است که ۹۰ درصد زنان و دختران شکایت خود را از اذیت و آزار خیابانی برای حفظ آبرو ثبت نمی‌کنند…
در آمریکا ۲۸ سال کار فرهنگی شد برای اینکه شهروندان آب دهان خود را روی زمین نیندازند…
در مواردی مساله به قدری دردناک است که فکر می‌کنیم کار فرهگی هم فایده‌ای ندارد و باید حتما جداسازی صورت گیرد. زنان در فضاهای شهر همیشه آسیب‌پذیرند و امکان ندارد از زنی بپرسید و بگوید تحت آزار قرار نگرفته است…
من کل نقشه تهران را کار کرده‌ام و اماکن پر خطر و بی دفاع شهر را شناسایی کرده‌ام ولی هیچ سازمان یا نهادی حاضر نشده از این مطالعه استفاده کند…
در نیویورک یک ساعت برق رفت و مردم همه فروشگاه‌ها را غارت کردند اما در ورزقان پس از زلزله، فروشگاه بزرگ منطقه دست نخورد.
در آمریکا دوربین رفتار مردم را کنترل می‌کند نه وجدان جمعی.
جامعه اگر اعتماد کند به مسئولان، مطمئن باشید مردم از خواست مسئولان تمکین می‌کنند…
در کنار فرهنگ‌سازی باید نقره‌داغ هم باشد. برخی می‌گویند نباید اعدام باشد اما در پاسخ به این افراد باید گفت در شرایط کشور ما اعدام اگر نباشد سنگ روی سنگ نمی‌ماند. باید برخورد قهری در کنار فرهنگ‌سازی باشد نه پیش و پس از آن همانند جریمه‌های رانندگی که به موازات فرهنگ‌سازی اعمال می‌شوند تا کسی جرات نکند به حریم خط عابر پیاده تجاوز کند.
آزادی و دمکراسی در برده‌داری مدرن
آزادی و دمکراسی در برده‌داری مدرن
هر کس که در انتخابات شرکت می‌کند و به نوعی در زندگی خود از اینترنت نیز بهره می‌برد، حتماً یک بار این متن را بخواند تا با سازوکار پیچیده اختلاس رأی خود آشنا شود…
این وضعیت، جوامع امروزی را به سمت یک پانوپتیکان بزرگ می‌برد. پانوپتیکان الگویی از طراحی دایره‌وار زندان در قرن ۱۹ بود که امکان نظارت بر کوچک‌ترین اعمال زندانی را در طول روز فراهم می‌کرد، بدون اینکه نیاز باشد زندان‌بانان از جای خود تکان بخورند. این بسیار نگران‌کننده است که ربات‌ها و رایانه‌ها بیش از آنچه خود از خود می‌دانیم، در مورد ما اطلاعات دارند و مشاوره می‌دهند…
آنچه اکنون سیاستمداران به آن دسترسی دارند، خیلی بزرگتر از هدفی است که ویزنر داشت و حتی در خواب سرویس‌های اطلاعاتی که با نظارت بر رفت‌وآمد افراد و شنود تلفن آنها به دنبال گردآوری داده از شهروندان بودند نیز امری دست‌نیافتنی بود…
خبر بدتر اینکه یک سری سرمایه‌دار خطرپذیر که هر یک به یک یا چند دانشمند ایده‌پرداز متصل هستند، از پول و نفوذ و دانش خود برای ناکام‌گذاشتن هر کوششی بهره می‌گیرند که برای توقف انتشار پیام‌های جعلی در فضای مجازی صورت می‌گیرد. آنها می‌دانند این حوزه جدید تا چه حد می‌تواند سودآور باشد و تا چه گستره‌ای در سراسر کشورهای متصل به اینترنت قابل انجام است. حتی کنفرانس‌های دانشگاهی در MIT و مانند آن برگزار می‌کنند که با سرمایه همین افراد و به اسم رشد علمی اما در واقع برای یافتن راه‌های جدید سوءاستفاده از فضای مجازی برنامه‌ریزی می‌شود…
مجلسی که امام حسین بیشتر از همه دوست دارد!
مجلسی که امام حسین بیشتر از همه دوست دارد!
گفتند مرحوم حاج شیخ عنایت الله ملک آبادی که مردی فوق العاده بود. نقل کرد یکی از بزرگان حضرت سید الشهدا علیه السلام را در خواب می‌بیند و می‌پرسد آقا می‌خواهم بدانم کدام یک از مجالس عزاداری و روضه خوانی مورد عنایت شماست؟ می‌فرماید همه مجالس. عرض می‌گوید می‌خواهم بدانم در این مجالس تهران به کدام مجلس بیشتر عنایت و لطف دارید و تشریف می‌برید؟ و گویا حضرت را به حضرت علی اکبر قسم می‌دهد.
حضرت می‌فرماید مجلسی است که در کوچه صابون پزخونه، متعلق به زنی است.
فردا می‌آید و سراغ می‌گیرد و می‌بیند زنی درِ خانه‌ای نشسته. می‌گوید روضه داری؟ می‌گوید آری. می‌پرسد تمام شده؟ می‌گوید نه. می‌گوید پس چرا اینجا نشسته‌ای؟ می‌گوید امان از این روضه خوانها! چون وقتی مستمع هست آنها نیستند، وقتی آنها می‌آیند مستمعها رفته‌اند. می‌گوید می‌خواهی برایت روضه بخوانم؟ می‌گوید بلد هستی؟ جواب می‌دهد آری. می‌گوید باید صبر کنی تا بروم همسایه‌ها را خبر کنم. چون آمده بودند، ولی روضه خوان نیامد.
همسایه را خبر می‌کند و مجلس برگزار می‌شود و روز به روز جمعیت بیشتر می‌شود.
تا روز قبل از آخر مجلس که می‌شود، این آقا به زن می‌گوید من چند روز آمدم، روضه خوانده‌ام، از تو یک خواهش دارم و آن این است که اجازه بدهی فردا که روز آخر است پول روضه خوانها را من بدهم.
زن می‌زند به سرش و با حال گریه می‌گوید خیلی زرنگ هستی! من در طول سال رخت شویی و کهنه شویی می‌کنم و با این دستهایم در هوای سرد و گرم رخت مردم را می‌شویم و یک شاهی دو شاهی جمع می‌کنم و برای خرج مجلس روضه امام حسین علیه السلام ذخیره می‌کنم. حالا تو می‌خواهی این افتخار را از من بگیری؟!
مراجع نجف شب عاشورا تا به صبح سینه می‌زدند
مراجع نجف شب عاشورا تا به صبح سینه می‌زدند
مرحوم آشیخ عبد الحسین واعظ زاده خراسانی رحمة الله علیه که از منبری‌های ملا و با سواد بود و در نقل مطالب دقت کاملی داشت، می‌فرمود:
مراجع نجف اشرف پس از تمام شدن مراسم معمول شب عاشورا خصوصی به وادی السلام نجف می‌رفتند و تا صبح عزاداری و سینه زنی می‌کردند.
ایشان اسم این بزرگواران را می‌برد که متأسفانه فراموش کرده‌ام و از میان همه آنها تنها نام مرحوم آیة‌ الله العظمی خویی رحمة الله علیه را به خاطر دارم. ولی گمان می‌کنم بقیه هم امثال آیات عظام حکیم و شاهروی رضوان الله تعالی علیه بودند.